{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نمیگویم کسی « بی درد » نیست

من نمیگویم کسی « بی درد » نیست
هر کسی دردی ندارد، « مرد » نیست...

لیک می گویم که فصل سوختن،
آب را هم می توان آموختن...

« خنده ها » را می توان تقسیم کرد
گریه ها را می توان « ترمیم » کرد...

گر خطر می بارد از این فصل سرد
دوستی را باید اول « بیمه » کرد...

« عشق » با لبخند مردم، زنده است
زندگی هم با « تبسم » زنده است...
#mo30bat
دیدگاه ها (۲۳)

کاش می شد دل دیوونه کمی پر بزندبه در قصر حسین بن علی سر بزند...

دلم میخواد تو زندگیم فقط یه بار تو دوراهی گیر بیفتماونم توی ...

بعلهههههه:-)عیدتون مبارررررک دوستای خوبم

من کوشش میکنم خدای رااز طریق خدمت به مردم ببینم،چون میدانم خ...

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت اول

partباد سرد به صورتش می‌خورد.کلارا از کوچه‌ای باریک پیچید.دی...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

dark life=23

پارت ۳۲اولین صبحِ دنیایِ جدیدِ رزا با نورِ سردِ خورشید و درد...

رمان: قفس طلاییفصل اول: شبِ سردِ بیگانه‌هاعمارتِ بزرگِ خانوا...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت شــانــزدهــم 𓆪 🖤🥀اسما حتی پلک هم نمی‌زد.مرد ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نهم: سوال‌های بی‌امان ⛓️❓[دیدگاه تهی...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هشتم: بازیِ دو رویِ پرده 🎭[دیدگاه ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط