{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باهم قهر بودیم

باهم قهر بودیم
عادت داشتیم بعد بحث
یه مدتی رو تنها باشیم
تا همه چی برگرده به قبل
رفتم حموم تامثل همیشه اشک هامو نبینه
اومدم بیرون از اتاق
درحالی که با یه دست داشتم موهامو خشک میکردم
رفتم تو آشپزخونه یه لیوان چای داغ و تلخ بردارم و برم بشینم پای داستانم چشمم بهش افتاد داشت ریشه های فرشو میبافت
دستش عادت کرده بود بس بین موهام بود
رفتم سمتش سرشو بلند کرد زل زد تو چشام
گفتم موهامو میبافی تا دنیامون آروم بگیره؟
دیدگاه ها (۱)

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁷کوک: دروغ گفتم و درضمن من از قصد لیا رو تو...

🌹My Dream 🎤Part ²³🌹صبح ویو ایزابل🌹با بوی پنکیک پلکامو از هم ...

اتاق ساکت سیصدو هفت

professor Riddle,p48

KIM V

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۳۰ویو لیاـچند لحظ...

باهم قهر بودیمعادت داشتیم بعد بحثیه مدتی رو تنها باشیمتا همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط