{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باهم قهر بودیم

باهم قهر بودیم
عادت داشتیم بعد بحث
یه مدتی رو تنها باشیم
تا همه چی برگرده به قبل
رفتم حموم تامثل همیشه اشک هامو نبینه
اومدم بیرون از اتاق
درحالی که با یه دست داشتم موهامو خشک میکردم
رفتم تو آشپزخونه یه لیوان چای داغ و تلخ بردارم و برم بشینم پای داستانم چشمم بهش افتاد داشت ریشه های فرشو میبافت
دستش عادت کرده بود بس بین موهام بود
رفتم سمتش سرشو بلند کرد زل زد تو چشام
گفتم موهامو میبافی تا دنیامون آروم بگیره؟
دیدگاه ها (۱۹)

کون های الدنیا تزغر ...... حیل تزغر وتلتقی الوادم باأهلهاای ...

این خوشبختی یک مرد است که زنش به پای او پیر شود!

قول بدهکمی بعدتردرست زمانی که دیگر به پای هم پیر شده ایم!یک ...

کض ادیة گبل ما طیح إبادیهم ذولة میعرفون بیة کض ادیة ..گبل م...

اتاق ساکت سیصدو هفت

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت شانزدهویو لیاـدر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط