{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با هم قهر بوديم

با هم قهر بوديم
عادت داشتيم بعدِ بحث
يه مدتى رو تنها باشيم
تا همه چى برگرده به قبل
رفتم حموم تا مثل هميشه اشكامو نبينه
اومدم بيرون از اتاق
در حالى كه با يه دست داشتم موهامو خشك ميكردم
رفتم توو آشپزخونه يه ليوان چاى تلخ و داغ بردارم و برم بشينم پاى داستانم
چشمم بهش افتاد
داشت ريشه هاى فرشو ميبافت
دستش عادت كرده بود بس كه بين موهام بود
رفتم سمتش سرشو بلند كرد زل زد توو چشام
گفتم موهامو ميبافى تا دنيامون آروم بگيره ؟!
دیدگاه ها (۹)

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁷کوک: دروغ گفتم و درضمن من از قصد لیا رو تو...

🌹My Dream 🎤Part ²³🌹صبح ویو ایزابل🌹با بوی پنکیک پلکامو از هم ...

KIM V

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

باهم قهر بودیمعادت داشتیم بعد بحثیه مدتی رو تنها باشیمتا همه...

باهم قهر بودیمعادت داشتیم بعد بحثیه مدتی رو تنها باشیمتا همه...

باهم قهر بودیمعادت داشتیم بعد بحثیه مدتی رو تنها باشیمتا همه...

باهم قهر بودیمعادت داشتیم بعد بحثیه مدتی رو تنها باشیمتا همه...

باهم قهر بودیمعادت داشتیم بعد بحثیه مدتی رو تنها باشیمتا همه...

باهم قهر بودیمعادت داشتیم بعد بحثیه مدتی رو تنها باشیمتا همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط