میخوام این پستو تقدیم کنم به دوست که چه عرض کنم باراضف
دوسال دوست بودیم خودت اونارو انتخاب کردیو منم گفتم باش ولی نمیدونی تو ی اون یسالی که نبودی چقدر سختی کشیدم که فراموشت کنم و شد ولی بعد یک ماه که بلاخره از ذهنم انداختمت بیروت بازم تومدی تو زندگیم پیام دادی سلام و همینجوری داشتیم حرف میزدیم که گفتم اون دوتا کجان؟؟؟جوابی نشنیدم خودتو زدی به نفهمی و بعدم گفتی شب بخیر صبحش پیام دادیو جوابتو دادم سین زیدیو جوابمو ندادی خواستم بگم تو که زود رفتنی بودی چرا دوباره اومدیو اعصاب منو بهم ریختی؟ها؟؟ من برای فراموش کردنت سختی کشیدم من اسباب بازی ی تو نیستم هر وقت حوصلت سر رفت بیای بعدم بری منم احساس دارم بلخره ربات نیستم که اینو بفهم اگه کسیو نمیخوای از همون اول با احساساتش بازی نکن چون اون برای فراموش کردنت زجر کشیده و انقدر خودتو به نفهمی نزن تو که میدونی من چیا کشیدم تو چرا اینکارو کردی ها؟فک کردی خوشم میاد؟
به هرکسی شانس دوباره نده چون مثل زهر کشندست
به هرکسی شانس دوباره نده چون مثل زهر کشندست
- ۲.۶k
- ۰۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط