برایش جایی پنهانی نوشته بودم:

برایش جایی پنهانی نوشته بودم:
«با شما همه چیز زیباتر است دل‌یار من؛
شب ها روشن، کلاغ ها رنگی و زندگی مثل همان شربت آلبالوی خنکی که وسط چله تابستان زیر نور تیز آفتاب خورده می‌شود.
با شما دوست داشتن چیز مطلوبيست»
دیدگاه ها (۴)

بگذر تابستانبگذر...حالِ من با تو خوب نمی‌شود،پاییز حالِ مرا ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

چند پارتی (درخواستی)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۸ | «اسم کامل» 🖤✉️آن شب......

چند پارتی

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

چند پارتی بازی ممنوع

فاصله یک لبخند تا جنون

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۴اسلاید ۲ رو ببین و تصور کنساعت ۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط