وقتی بدون اجازش موهاتو کوتاه میکنی 💚 p2

رسیدم خونه و لباسامو عوض کردم احساس میکردم یه چیز سنگینی از رو سرم برداشته شده سبک شده بودم.
رو مبل نشستم و چندتا عکس از خودم گرفتم. واقعا عالی شده بود.
شاممو خوردم و بخاطر حمومی ک عصر کرده بودم بدنم سبک شده بود و خستم بود. برای همین رفتم تو اتاق و خوابیدم.
صبح با روشنایی خورشید بیدار شدم. عادت داشتم صبح ک از خواب بیدار میشم با گوشیم ور برم.
همین جوری داشتم تو اینستا میچرخیدم ک تهیونگ بهم پیام داد.
وای خدا چی کار کنم داره برمیگرده.
اگه موهامو ببینه حتما کلی ناراحت میشه و دعوام میکنه. با کلی استرس رفتم و غذایی ک خیلی دوست داشت براش درست کردم. رفتم یه دوش پنج دقیقه ای گرفتم و اومدم جلو آینه و خودمو درست کردم. همینجوری که تو فکر بودم که صدای باز شدن در اومد.
#بی_تی_اس
#bts
#وانشات
#taehyang
#وانشات_بی_تی_اس
دیدگاه ها (۵)

رمان عشق ممنوع

COERCION

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

رومان عشق پنهانی (پارت6)

رئیس دوست داشتنی من پارت سومصبح بود من با صدای آلارام گوشیم ...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

اجبار به بدبختی پارت ۲۳

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

ادامه پارت (۱۴)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط