عشق ممنوعه

پارت چهار


باکوگو کیفش رو برداشت از از اینوکو‌ خداحافظی کرد و رفت
اینوکو یکم خوابد تا ظهر و بعد بیدار شد و تخت رو مرتب کرد و خونه رو مرتب کرد ، جارو کشید ، ظرف ها صبحانه رو شست تا شب شد
اینوکو نشسته بود رو مبل و داشت تلویزیون میدید
یهو یه صدایی اومد
صدا : پس تو الهه هستی آره
اینوکو روش رو برگردوند
یه شیطان بود و ازش معلوم بود یه شیطان ره بالا هست
اینوکو : تو کی هستی
شیطان: من گیما هستم وزیر و معاون پادشاه شیاطین
اینوکو : پس وزیر باکوگو هستی و اومدی تا قدرت منو بگیری درسته
گیما : آره درست حدس زدی
و قبل از اینکه اینوکو بتونه واکنش نشون بده اون گرفت و دست هایش رو فشار داد و هر دو رو شکوند و بعد خواست پاهاش رو بشکنه چشمش افتاد به زنجیر سیاه با هاله قرمز (هر وقت که نوشته بودم سیاه بدونید منظورم سیاه با هاله قرمز هست و اگه گفتم مشکی بدون هاله هست ) دور پای چپ اینوکو و فهمید که باکوگو اینوکو رو اینجا گیر انداخته
گیما پای راست اینوکو رو شکوند و بعد به طرز وحشتناکی پای چپش هم شکوند و بعد اینوکو و رو شکم رو زمین خوابوند و هر دست اینوکو رو گرفت و پا گذاشت توی کمر اینوکو و هر دو دستشو کشید تا جایی که هر دو دستا از ناحیه ی کتف صدا دادن و در رفتن
بعد دو تا بال های اینوکو و گرفت
اینوکو: دست به بال هام نزن عوضی !
اما گیما هر دو بال اینوکو رو کشید و مثل دست هایش بال های هم در رفتن
نقطه ضعفش بال هایش بودن
درست در همین لحظه باکوگو در رو باز کرد و اومد توی خونه و دید که گیما بال های اینوکو رو داره می‌کشه و پا گذاشته رو کمر اینوکو و این باکوگو رو حسابی عصبانی کرد
باکوگو : داری چه گوهی میخوری عوضی ؟!
بعد یه جادو اجرا کرد و وزیرش رو توی دنیای زیر زمین مهروموم و زندانی کرد و بعد دوید طرف اینوکو و سر اینوکو رو گرفت و بغل کرد
اینوکو زد زیر گریه
اینوکو : درد دارم باکوگو در می‌کنه
باکوگو: چه کارت کرد و الان کجاهات درد می‌کنه ؟
اینوکو : دوتا دستا از کتف در رفته و هردو دستام توی ساق دست شکسته و هر دو پام توی ساق شکستن
باکوگو: آروم باش الان خوب میشی فقط یکم تحمل کن
باکوگو بال چپ اینوکو رو گرفت و محکم کشید و جای انداخت
دستا و بال دیگه اش هم همینطور و بعد شروع کرد به درمان شکستگی ها
باکوگو: جادوی درمان ، درمان خون شیطان
شروع کرد به درمان شکستگی های اینوکو
وقتی به پای چپ اینوکو رسید هر کاری کرد نتونست درمانش کنه
باکوگو : باید برای این یکی بریم دکتر
اینوکو رو از زیر زانو و گردن بغل کرد و گذاشت توی ماشین و رفتم بیمارستان
دکتری که اینوکو رو معاینه کرد : آقا شکستگی خیلی بدی هست و نیاز داره توی گچ بمونه
باکوگو : هرکاری میکنید فقط خاش بهتر شه
دکتر رفت توی اتاق و پای اینوکو رو گچ گرفت و بعد باکوگو اینوکو رو دوباره از زیر گردن و زانو بغل کرد و برد گذاشت تو ماشین .........
دیدگاه ها (۱۴)

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۳

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

### ⏳ پارت پنجم: رازِ زیرزمینتیزیِ دندون‌هاش رو حس کردم... د...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

سناریو

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۷**آنچه گذشت؛آنیا از استرس پای دامیان ...

الماس زیبای من  part⁶- من اون هارو که این کارو با پرنسسم کرد...

part five ::🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐که یهو مایکی از پشت ا.ت رو...

سناریو سانزو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط