تنها تو حق داری فقط باشی،

تنها تو حق داری فقط باشی،
اینجا کسی غیر از تو دعوت نیست

تنها فقط چشم تو حق دارد،
اینبار حق با اکثریت نیست

از دفتر شب یک ورق بردار،
پلکی بزن تا ماه بگریزد

مثل نگاه مهربان تو،
در آسمان بی نهایت نیست

در کوچه یِ خرمایی مویت،
وقتی سر انگشت تو می رقصد

دست مرا مهمان مویت کن،
تنهاخوری رسم رفاقت نیست

وقتی که شبنم می چکد یکریز،
ازشاخه های تیز مژگانت

باید بداند باز باران که،
چون اشک چشمت باطراوت نیست

بر سینه ام یک قطره جاری کن،
تنها فقط چشم تو حق دارد

باید بباری روی قبر من،
اشکت مگر باران رحمت نیست؟
دیدگاه ها (۱)

سناریو جونگکوک

پارت ۹

پارت دو---دست‌بندهای پلاستیکی از مچ‌هات باز شد، اما قبل از ا...

پارت سیزدهمباران هنوز می‌بارید.آرون وسط سالن ایستاده بود، ان...

My Arirang Part 6

ابلیس

سناریو: ماه سرخ

دختر ماه و پسر خورشید پارت سوم

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_36فصل شانزدهم |...

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط