[بازی مرگ ]

[بازی مرگ ]
پارت 37


سانگ بوم آروم چشم هاشو از کفش های براق جونگ کوک گرفت و بالا کشید تا به ثروت خشمگین و بی تفاوت جونگ کوک خیره بشه جونگ کوک ابروی بالا انداخت
سانگ بوم : یه وقتایی باید ریسک کرد
جونگ کوک تک خنده هیستریکی کرد صدای سرد و تهی که عمق اش از خشم بود رو بلند کرد جونگ کوک : پس که اینطور فکر می‌کنی
چند لحظه ای مکث کرد و نگاهش رو با لذت آشکاری روی تک تک اجازی صورت مرد لغزوند از اینکه ترس رو به وضوح در چهره طرف مقابلش ببینه لذت میبرد، اما سانگ بوم در پنهون کردن ترسش مهارت بالایی داشت میزان نفرتش از جونگ کوک هر دقیقه بالا تر می‌رفت اما ضعفی از خودش نشون نمی‌داد کرکس مردی بود که همه ازش می‌ترسیدن
جونگ کوک : اونو می‌بینی
اشاره ای به جسدی که به بدترین شکل ممکن مرده بود و انگشت هایش قطع شده بودند کرد همزمان با حرف جونگ کوک نگاه همه به طرف جسد بعد به آنها شد
جونگ کوک : ماله اون عوضیه که خیال کرده می‌تونه سر محفل و اعضاش کلاه بزاره
کیسه سفیدی که خونی بود رو از کی سوک گرفت سپس بازش کرد و با دیگر اش از میون خونی که کیسه رو پر کرده بود تک انگشت بریده شده انسان رو در آورد سانگ بوم ابتدا به انگشت بعد به چهره خونسرد اما چشم های پر خشم جونگ کوک خیر موند در چشم های جونگ کوک شعله انتقام و لذت از آزار دیده میشد بقیه اعضای محفل با نگاه انزجار و چندش آور نگاه میکردن جونگ کوک بی هیچ مکثی انگشت های بریده رو جلوی پای اعضای محفل پرت کرد
جونگ کوک : حالا هر کس جرعت کنه خلاف حرف من عمل کنه یا با من یا عاقبت تون شبیه این میشه
کیسه رو با حال چند آور روی زمین ول کرد صدایی پر تهدید و نگاهش مثله خنجر روی تک تک اعضا میلغزید با انگشت نشونه به اخطار رو بهشون کرد و با لحن همیشگی اش نجوا کرد
جونگ کوک : شانس آوردین مین بود و این آدما رو می‌شناخت و کمک کرد تا پیداشون کنم دفعه بعد اگه شاهد همچین خرابکاری باشم باور کنید شما ها مثل این اینجایین و انگشت هاتون قاب دیوار اتاق جلسات محفل زده شده
سانگ بوم که از این تحقیر و منت گذاشتند جونگ کوک خونش به جوش آمده بود از عصبانیت‌ دندون قروچه ای کرد اما الان وقتش نبود میدونست اشتباه کرده باید سکوت میکرد اون آدم خونسردی بود اما به شدت بدجنس این تحقیر ها رو بی جواب نمی‌ذاشت
دیدگاه ها (۶)

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۹✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

Heir of Light and Darknesspart : 16جونگ‌کوک تمام شب رو بیدار...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

سناریو

دختر و پارتی

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

Borrowed Life PART:2همه خشکشون زد.^ لینا... درسته قبلاً به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط