تو پادشاه منی

تو پادشاه منی
part ¹⁸
راوی :
همه ی قصر در تکاپو بودن . تولد فرزند عالیجناب رو جشن می‌گرفتند و در کنار هم از خدا میخواستند که جادویی بیشتری به او عهدا کنه و تا زوری وجود دارد نگهداره او باشه .
تمام بانوان آشپز خانه ی دربار مشغول بودند .
بانوان حرمسرا همه برای مهمانی امشب وارد قصر شده بودن و تمام بانوان دربار خودشون رو آماده میکردن و به خودشون میرسیدن تا شاید یک شب نسیب شون شد . البته تمام ممالک خبر داشتن که پادشاه ما مردی خوش اشتها در مورد زن ها بود ولی با ورود لیا و هواجین یکم بهتر از قبل شد ولی در کل .
همه آماده بودن و در جشن حضور پیدا کرده بودن جیمین وسط نشسته بود در سمت راستش لیا و سهون و در سمت چپش هواجین و هه جین بعد از مدت کمی گذشت زمان جارچی حضور فردی رو اعلام کرد که تمام دشمنان نا میرا از اسم او قبض روح می‌شوند.
جارچی : فرمانده ی اصلی قشون مرزی شرق سرزمین نامیرا فرمانده مارو .
لیا:
آوازه های فراوانی از ایشون رو شنیده بودم به قدرت و هوش مشهور هستن . هیچ کس از زیر تیغ او سالم بیرون نمی آمد بیشترین پیروزی های جنگ های نامیرایان رو به اسم خودش ثبت کرده ‌ .
راوی :
مارو به جیمین ادای احترام کرد و بعد گفت :
مارو: سرورم بسیار مفتخر و خرسندم که حالا در خدمت شما هستم بسیار شانس با بنده ی حقیر یار بود که بالاخره تونستم به خدمت شما بیام لطفا عذر این بنده ی حقیر رو بپذیرید که حتی برای جشن تاجگذاری شما نتونستم خدمت برسم مشغول جنگ با جنوبی های وحشی مردم زیر آب بودم ‌ .
جیمین : هیچ اشکالی وجود نداره آوازه های افتخار آفرین شما در تمام سرزمین پیچیده .
مارو : در پیش استعداد های شما که چیزی. نیست سرورم . سالم متولد شدن فرزند دومتون رو تبریک عرض میکنم . همچنین بانو هواجین امیدوارم تبریک منو قبول داشته باشید و فرزند شما به فردی عاقل تبدیل خواهد شد .
هواجین : خیلی ممنونم .
جیمین : ممنونم از خودت پذیرایی کن .
مارو: قبل از رفتن میخوام پیش کشی که براتون آوردم رو به شما بدم .
جیمین: عو هدیه ای از شما چه عالی .
مارو دست هاش رو به هم کوبید . دختر از دور آمد دختر با چشمان طلایی عسلی با ماهای بلوند و بلند و موج دار با لباسی که تمام بالا تنه اط رابه نمایش گذاشته باد نیم تنه بود به جز آن شکم تختش رو هم به نمایش گذاشته بود با شلواری زیبا که به راحتی باسن بزرگ و زیباش رو به خوبی نشون میداد. ( جوووون 😂) لب هایی قلوه ای و بسیار زیبا با چشمانش هر فردی رو فریب بده و خام خودش می‌کرد.
مارو: این آنووار یکی از زیبا ترین بانو های شرقی و که برای گرم کردن بستر شما آموزش دیده شده تا بتون به بهترین نحو لذت فراوانی به شما بده .
یو ها ها ها
ب رگاتون ریخته
دیدگاه ها (۳)

{محکوم به لمس } part ۳۰ 杂交种 سال ها قبل رن خواهرش را شب ها ت...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

Part:3💫کانوسا بیخیال افکارش شد و به جایی که قرار بود سیغه ی ...

𝖕𝖆𝖗𝖙۵سه روز بعد، قصر مروارید غرق در چراغ‌های طلایی شد.ملکه ت...

پرنسس ناخواسته

تو پادشاه منی 🍯💛پارت ⁰³راوی :دوساعت بعد :بانو چان: بانوی من ...

سلام من اومدم 💛🍯درسته شرطا نرسید با ۱۰۰ تا فالو ولی من گذاشت...

پارت سوم فیکِ نخ قرمز نجات دهنده مجرمان عاشق💋ایششحالا اروم ب...

تـ‌ولـ‌د پـ‌ادشـ‌اه (p1)

🖤Soul a Paris ⛓🚬

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط