جغد کوچولوی من 🦉:

جغد کوچولوی من 🦉:
part: 50
A:
داتشم با دیانا صحبت میکردم
هستی زنگ زد
(شروع مکالمه)
+الو، ارسلان
-وای هستی جلو مهگلو بگیرر
+شنیدم تو قهوه ساز دیا بمب بوده
-بله الانم دیا نمیتونه حرف بزنه و راه نمی تونه بره
+ای وای
-ارهــ
+اومدم خبر بدمم
-بگو
+شقایقم هست
-کجا هست؟
+توی نقشه مهگل
-فاک یوو
+اره گفتم مواظب باشید
-باشع
+خداحافظ
پایان مکالمه
اوفففف مهگل کم بود شقایقم روش
رفتم توی اتاق دیانا خواب بود
چقدر ناز خوابیده بود
من باورم نمیشه عاشق دختری شدم کع ساده هست
ولی مهگل همه جاش عمل
اصلا چرا هستی بع من کمک میکنع
نکنه نقششونعه وای من چقدر احمقم
گوشیو برداشتم زنگ زدم رومینا
شروع مکالمه
-سلام رومی
+کوفت رومی ارسی
-اسم من ارسلانعع
+اسم منم رومیناعععع
-اینارو ولش کن میای اینجا پیش دیانا
+ادرس بده
-بیمارستان....(مثلا گفت)
+وای چرا بیمارستان
کل داستان گفتم
+خدا لعنتشون کنع باشع تا ده دقیقه دیگه اونجام
پایان مکالمه
بابا بزارید من حرف بزنمم
بعد قط کنید
رومینا بعد 20مین اومد
-حالا خوبع میگی ده دقیقع
+برو بابا ترافیک بود
-خب مواظب دیانا باش
+باشع
از بیمارستان اومدم بیرون زنگ زدم هستی
شروع مکالمه
+بنال
-گا نخور هستی خانوم
+چی میگی سریع باش
-بیا کافه اچ اس
+چرا؟
-بیا کارت دارم
+اوکی
پایان مکالمه
یعنی اینا فقط حرف بزنن قط کنن
سوار ماشین شدم رفتم سمت کافع
با چشم دنبال هستی میگشتم
پیداش کردم
+سلاممم؛ کارتو بگو
-بابا بزارید حرف بزنم خار..
هستی چشم غره ی برام رفتم
-منظورم خارجی بود بزار بنالم
+بگوو
-هستی یه چیزی میگم راستشو بهم بگو
+باش
-چرا داری کمکم میکنی؟
+ارسلان سوال پرسیدی منم جوابشو میدم
من عاشق یه نفر به اسم احسان بودم
بعدش مهگل فهمید
اونم تورو از روی هوس دوست داشت
فقط برای هم خواب میخولست تورو
به من گفتم باهاش بیام توی نقشه
وگرنه احسانو از میگیره
و اون فی..
-و اون فیلما چی
+و اون فیلما رو پخششون میکه ابرومو میبره
-چه نوع فیلمی
+رفته بودم پارتی یکی از دوستام مست بودم
نمیدونستم دارم چه کار میکنم مهگلم از فرصت استفاده
کرد لب گرفتن منو خود احسانو دید فیلم گرفت رفتیم توی اتاق... ‌

ببخشید ماه محرمه ولی تا جایی بتونم پارت میزارم
خودمم اهل حجاب نیستم ولی خب احترام میزارم به این روزا
دیدگاه ها (۳)

به زیباییه مشکی

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

پارت ۵لبخندی زدم میز صبحانه نشستم نون تست رو برداشتم و کمی ر...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_25🍷🎸پیتزای توی دهنمو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

طرات _ عشق _ ما _پارت: ۴رفتم داخل اتاقم و دوش ۱۵ دقیقه ای گر...

پارت ۱

the first lie

استاد من ۳

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط