بازیچه ی دست هیچ نگاهی نمی شوم 

بازیچه ی دست هیچ نگاهی نمی شوم 
غیر از تو دلسپرده ی ماهی نمی شوم 
مهتاب من تو که باشی تمام عمر 
دلبسته ی کلاغ سیاهی نمی شوم 
هر شب کنار جاده ، دلم بی قرار توست
با تو اسیر هیچ کلاهی نمی شوم 
کوهم تویی فقط به خودت تکیه می کنم
با تو رواق حسرت آهی نمی شوم 
دستم بگیر دست تو نرمای زندگیست 
بی روی تو کبوتر چاهی نمی شوم 
هر شب بتاب روی تنم ، درد می کنم 
من مرتکب به هیچ گناهی نمی شوم
دیدگاه ها (۱۳)

پارت: 12 (بخش5) **زاویه دید: هیزل*زین دستش را توی جیبش کرد، ...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

پارت ۳۰

قسمت ۷

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

عاشقانه ها

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۰آخرین تیکه‌های کیک شکلاتی هم با لذت تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط