my week hero
چشام و باز کردم بازم همون ویوی همیشگی ای بابا تپ یکی چی میگی؟ الارم به درد نخور اه شروع همه بدبختیام تو بودی ایش خاموشش کردم و دوسه دیقه با موهای شلخته داشتم نگاه در و دیوار میکردم تا نگاهم به ساعت افتاد وای نه دیرم شد سریع رفتم دستشویی و مارهای لازوه رو انجام دادم لباسام رو پوشیدم ( اسلاید دو) صبحونمم خوردموداشتم داخل راهرو کفشام رو میپوشیدم که گوشیم زنگ خورد ، بله درست فکر کردید صابکارم بود جواب دادم :
یونا : الو اجوشی پنج دیقه دیگه اونجام
اجوشی : معلوم هست کجایی دختره ی به درد نخور اصلا نبایداستخدامت میکردم
یونا : ببخشید تا پنج دقیقه دیگه اونجام
خیلی سریع تاکسی گرفتم و رفتم
یونا: وای سلام خیلی دیر کردم معذرت اون پیشبند رو بده به من
اجوشی : حواست رو جمع کن دوباره خرابکاری نکنی خدافظ
بله من توی سوپر مارکت کار میکنم و مجبورم برای خرج خودم کار پاره وقت بگیرم
تقریبا ساعت ۹ شب بود که پیشبند و تحویل دادم و رفتم توی راه داشتم به این فکر میکردم که خدایا یعنی یه کار عین ادم نیست من برم سرش یعنی دیگه دهنم سرویس شده پوف رسیدم خونه لباسام در اوردم دوش گرفتم و خوابیدم داشت چشام گرم میشد که اسم هاپو رو روی صفحه گوشیم دیدم
یونا: الو چطوری هاپو کوچولو چند وقت بود زنگ نزده بودی
هانا : هاپو خودتی دلقک یونااااا خبر دارم خبر
یونا : خب بنال دیگه
هانا :قراره از تین زندگی فلاکت بارت و بدبختانه و فقیرانه پ
یونا : مینالی یا بیام بزنم توی دهنت؟
هانا : باشه باشه یه کا. پیدا کردم برات توپ مخصوص خودته یادته از بچگی بابات باهات تکواندو کار کرده و همه رو حریفی؟
یونا : خب که چی الان چیکا کنم؟
هانا: یه شغل بادیگاردیه که بادیگارده به ایدل معروف میشی اسمشم تهیونگه خیلیییییییییی خفنه نه ؟ تازه حقوقشم بین ۶۰ تا ۶۵ میلیونه( انگار دارم تبلیغ میکنم😂)
یونا ؟ بگو به مولا ادرس شماره تلفن و…
هانا شماره رو بهم داد و بهشون زنگ زدم و گفتن که فردا برای تشخیص صلاحیتت برای بادیگاردی بیا خیلی خوشحال شدم و با فکر این خوابم برد
یونا : الو اجوشی پنج دیقه دیگه اونجام
اجوشی : معلوم هست کجایی دختره ی به درد نخور اصلا نبایداستخدامت میکردم
یونا : ببخشید تا پنج دقیقه دیگه اونجام
خیلی سریع تاکسی گرفتم و رفتم
یونا: وای سلام خیلی دیر کردم معذرت اون پیشبند رو بده به من
اجوشی : حواست رو جمع کن دوباره خرابکاری نکنی خدافظ
بله من توی سوپر مارکت کار میکنم و مجبورم برای خرج خودم کار پاره وقت بگیرم
تقریبا ساعت ۹ شب بود که پیشبند و تحویل دادم و رفتم توی راه داشتم به این فکر میکردم که خدایا یعنی یه کار عین ادم نیست من برم سرش یعنی دیگه دهنم سرویس شده پوف رسیدم خونه لباسام در اوردم دوش گرفتم و خوابیدم داشت چشام گرم میشد که اسم هاپو رو روی صفحه گوشیم دیدم
یونا: الو چطوری هاپو کوچولو چند وقت بود زنگ نزده بودی
هانا : هاپو خودتی دلقک یونااااا خبر دارم خبر
یونا : خب بنال دیگه
هانا :قراره از تین زندگی فلاکت بارت و بدبختانه و فقیرانه پ
یونا : مینالی یا بیام بزنم توی دهنت؟
هانا : باشه باشه یه کا. پیدا کردم برات توپ مخصوص خودته یادته از بچگی بابات باهات تکواندو کار کرده و همه رو حریفی؟
یونا : خب که چی الان چیکا کنم؟
هانا: یه شغل بادیگاردیه که بادیگارده به ایدل معروف میشی اسمشم تهیونگه خیلیییییییییی خفنه نه ؟ تازه حقوقشم بین ۶۰ تا ۶۵ میلیونه( انگار دارم تبلیغ میکنم😂)
یونا ؟ بگو به مولا ادرس شماره تلفن و…
هانا شماره رو بهم داد و بهشون زنگ زدم و گفتن که فردا برای تشخیص صلاحیتت برای بادیگاردی بیا خیلی خوشحال شدم و با فکر این خوابم برد
- ۴.۱k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط