my littel boy
part:4
پستونکو به زور از دهنش در اورد
فلیکس اخم کیوتی که بنظر خودش خیلی جدی بود کرد
ـ هیونی خمیر دندون توت فرنگی می خوام
هیونجین همه نوع خمیر دندونی داشت از هر برندی ولی خمیر دندون میوه ای؟
نه نداشت امروز باید می رفت خرید و می خرید هیونجین بیشتر اوقات نمی رفت خرید یا اینترنتی سفارش می داد یا به جکسون می گفت بره براش بخره
صورت خودش و فلیکس و شست و به طبقه پایین به اشپزخانه رفتند
ـ فلیکس امروز می ریم خرید
فلیکسی که دومین لیوان شیرکاکاعوش رو می خورد با ذوق بهش نگاه کرد
ـ اخجوووووووون خرید....میشه عروسکم بخریم؟میشه لباس صورتی بخرم؟میـ...
ـ باشه باشه هرچیزی که بخوای می خریم عزیزم ارم باش
فلیکس تا وقتی که به فروشگاه بزرگی که همه چیز داشت رسیدن از ذوق می پرید
سمت لباسا رفتن و هرچیزی که فلیکس دوست داشت یا لازم داشت رو برداشتند
به سمت عروسکا رفتن و یه سبد عروسک برداشتند و چندتا شیشه شیر و پستونک خریدن
.
.
.
.
به خونه که رسیدن فلیکس که تازه متوجه تلویزیون 90 اینچی شده بود داشت بهونه می گرفت که می خواد ماشین ها ببینه
هیونجین براش گذاشت و روی کاناپه بزرگ لم داد و صحفه گوشیش رو باز کرد
فلیکسم وصت پاهاش نشسته بود
ماشین ها تموم شده بود و فلیکس گفت می خواد دوباره کارتون ببینه فلیکس گذاشت شبکه ای و رفت براش شیر کاکاعو بیاره
داشت شیر کاکاعو رو توی لیوان می ریخت که صدای ناله بلند پسری امد
با عجله به سمت تلویزیون رفت
وقی به تلویزیون رسید دید که دوتا پسر دارن باهم دیگه سک*س می کنن و اه و ناله می کنند
تلویزیونو خاموش کرد و به طرف فلیکس رفت وقتی سمتش رفت بلندش کرد که دید عضوش ورم کرده
اخه فقت با یه پورن دیدن؟
ـ هیونی اینجام درد می کنه(به عضوش اشاره کرد)
هیونجین بلندش کرد و به سمت اتاق مشترکشون رفت
روی تخت خوابوندش و روش خیمه زد
ـ فلیکسم بیبین این کاری که می کنم هم بهت لذت می ده هم حالتو خوب می کنه پس بهم اعتماد کن باشه؟
ـ ب..باشه
و دستشو سمتشلوار فلیکس برد
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
سلام قشنگااااا
امیدوارم حالتون خوب باشه با اینکه اتفاقه خیلی بدی برام افتاده بود براتون گذاشتم
امیدوارم دوستش داشته باشید
پارت بعدی و امشب یا فردا می زارم
مواظب خودتون باشیددد
پستونکو به زور از دهنش در اورد
فلیکس اخم کیوتی که بنظر خودش خیلی جدی بود کرد
ـ هیونی خمیر دندون توت فرنگی می خوام
هیونجین همه نوع خمیر دندونی داشت از هر برندی ولی خمیر دندون میوه ای؟
نه نداشت امروز باید می رفت خرید و می خرید هیونجین بیشتر اوقات نمی رفت خرید یا اینترنتی سفارش می داد یا به جکسون می گفت بره براش بخره
صورت خودش و فلیکس و شست و به طبقه پایین به اشپزخانه رفتند
ـ فلیکس امروز می ریم خرید
فلیکسی که دومین لیوان شیرکاکاعوش رو می خورد با ذوق بهش نگاه کرد
ـ اخجوووووووون خرید....میشه عروسکم بخریم؟میشه لباس صورتی بخرم؟میـ...
ـ باشه باشه هرچیزی که بخوای می خریم عزیزم ارم باش
فلیکس تا وقتی که به فروشگاه بزرگی که همه چیز داشت رسیدن از ذوق می پرید
سمت لباسا رفتن و هرچیزی که فلیکس دوست داشت یا لازم داشت رو برداشتند
به سمت عروسکا رفتن و یه سبد عروسک برداشتند و چندتا شیشه شیر و پستونک خریدن
.
.
.
.
به خونه که رسیدن فلیکس که تازه متوجه تلویزیون 90 اینچی شده بود داشت بهونه می گرفت که می خواد ماشین ها ببینه
هیونجین براش گذاشت و روی کاناپه بزرگ لم داد و صحفه گوشیش رو باز کرد
فلیکسم وصت پاهاش نشسته بود
ماشین ها تموم شده بود و فلیکس گفت می خواد دوباره کارتون ببینه فلیکس گذاشت شبکه ای و رفت براش شیر کاکاعو بیاره
داشت شیر کاکاعو رو توی لیوان می ریخت که صدای ناله بلند پسری امد
با عجله به سمت تلویزیون رفت
وقی به تلویزیون رسید دید که دوتا پسر دارن باهم دیگه سک*س می کنن و اه و ناله می کنند
تلویزیونو خاموش کرد و به طرف فلیکس رفت وقتی سمتش رفت بلندش کرد که دید عضوش ورم کرده
اخه فقت با یه پورن دیدن؟
ـ هیونی اینجام درد می کنه(به عضوش اشاره کرد)
هیونجین بلندش کرد و به سمت اتاق مشترکشون رفت
روی تخت خوابوندش و روش خیمه زد
ـ فلیکسم بیبین این کاری که می کنم هم بهت لذت می ده هم حالتو خوب می کنه پس بهم اعتماد کن باشه؟
ـ ب..باشه
و دستشو سمتشلوار فلیکس برد
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
سلام قشنگااااا
امیدوارم حالتون خوب باشه با اینکه اتفاقه خیلی بدی برام افتاده بود براتون گذاشتم
امیدوارم دوستش داشته باشید
پارت بعدی و امشب یا فردا می زارم
مواظب خودتون باشیددد
- ۲.۰k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط