{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از همین می ترسم...

از همین می ترسم...
به یه چیزی یا کسی عادت میکنی.
اونوقت اون چیز یا اون کس قالت میگذاره. اونوقت دیگه چیزی برات باقی نمیمونه...
میفهمی چی میخوام بگم؟
اونهایی رو که میگذارن و میرن رو دوست ندارم...
اینه که اول خودم میگذارم میرم...
این جوری خاطر جمع تره...
دیدگاه ها (۳۳)

Chapter 14"*frozen*+ تهیونگ نزنم نصفت کنما، طرف رفیقمه از ما...

forced by your side به اجبار کنار تو part:13پرش زمانی اتاق ج...

My lovely neighbor part : 56

رمان عشق و انتقام

intertwined fate of two enemies-part 12

پارت ۳۶ویو ماریاماریا:هی تانر کجاست گوشی رو بده بهش منشی:ولی...

پارت ۲۳(همشون وسط سالن جمع میشن )شیو:تو به چه جرأتی اومدی ای...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

My lovely neighbor part : 64

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط