{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه خواهر زاده ی کوچولو دارم تازه زبون باز کرده 👶

یه خواهر زاده ی کوچولو دارم تازه زبون باز کرده 👶





بهش گفتم: دایی رو دوست داری؟

گفت: نه!

خواهرم واسه اینکه من ناراحت نشم گفت:

کلمه “نه” رو فقط بلده ☺ ️

به خواهرزادم گفتم: مطمئن باشم که دوستم نداری؟

گفت: “ آله ” 😕 😂 😂
دیدگاه ها (۶)

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

عشق این ما پارت۲

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

پارت ۳۲پیتر :چته روانی هستی تو؟جونگ کوک:اگه یه بار دیگه اسم ...

بخش دوم part 62تهیونگ« داداشی؟ شاید این سوال یکم شخصی باشه و...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۸ سانیار . چند دقیقه پیش .وقتی م...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط