ابوالفضل چو به علقمه رسیدی

ابوالفضل چو به علقمه رسیدی
به گمانم اشک را در چشم آب دیدی

ندای رباب چو شنیدی " العطش"
سر شریعه رسیدی آب نچشیدی

عمو روی زمین،نگاهش گرفته از رقیه
چنین علمدار کجا دیدی کجا شنیدی


#
دیدگاه ها (۱۱)

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

🍒🍃چیست دریا؟چشم پر اشک زمیندر نگاهش آرزویی ته نشین آرزوی پا ...

( last minute )

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p96هوای سرد ساختمان متروک، نفس کشیدن رو ...

p32

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 52 "" ویو پارک جیمین ...

....پارت بیستم....

Part "67"☆ویو تهیونگ☆بعد از جلسه با جونگ‌کوک، تمام مسیر برگش...

📖 قلدرِ منپارت اول | تازه‌واردصدای همهمه‌ی کلاس از چند دقیقه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط