هواپیما بلند میشود و کمر من تا زمین تا

هواپیما بلند میشود و کمر من تا زمین تا
از بالا مرا ببین که شبیه مورچه ایی میشوم
که دستهای کوچکش نمی توانند دستمال بزرگ خداحافظی را برایت تکان دهد....
دیدگاه ها (۱)

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

P²جیمین با احتیاط در اتاق رو باز کرد و وارد شد.یونگی روی تخت...

......پارت هفتم......

گربه ای در نیمکت کناری...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

حکیم بزرگ ژاپنی روی شنها نشسته و در حال مراقبه بود مردی به ا...

پرنسس ناخواسته

پارت ۹

....پارت بیستم....

حقیقت پنهانپارت ۸ ویو ادمین :بورام متوجه نگاه ها و حرف های ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط