{{ آیا دوباره ملاقاتت میکنم ...}} پارت آخر

آنچه گذشت ... (داشت به سمتم میومد که یهو ..)

النور ویو
یهو تصادف کرد ... یه کامیون سفید اونو زیر گرفت (آدرینا : کامیون سفید باز کار خودش رو کرد 🎀)

النور : وو میننن ! [داد و اشک]

النور ویو

سریع به سمت وو مین دویدم ... غرق در خون بود .. چشم هاش ، چشم هاش داشت بسته میشد ...

النور : وو مین ! وو مین چشماتو نبند ! وو میننن [گریه]

وو مین با صدایی که به سختی شنیده می‌شد لب زد

وو مین : گری...ه نکن ... نمی‌خوام آ..خرین .. چ چیزی که میب..ینم گریه ت..و باشه فرش...ته من...

چشم های زیباش ، با اشکی که از گوشه چشمش چکید برای همیشه .. بسته شد

النور : وو میننن ! نهههه [گریه و داد]

النور تن بی‌روح وو مین رو در آغوش کشید

اما دیگه دیر شده بود ... وو مین اونو ترک کرد ... برای همیشه

از اون موقع النور هر روز به وو مین سر می‌زد

النور : سلام وو مین من برگشتم ...الان دو ساله که اینجا نیستی ... پدر مادرم می‌خوان من رو شوهر بدن .. می‌دونم ... اگه اینجا بودی اجازه نمی‌دادی این اتفاق بیوفته .. اما ، آیا دوباره ملاقاتت میکنم ؟ ، چه در زندگی بعدی چه به عنوان کسی دیگر در این دنیا ... [النور تمام این حرف ها رو با بغضی که گلوش رو چنگ می‌زد گفت ]



پایان ...
دیدگاه ها (۵)

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹¹ویو سومیاورفتیم طبقه پایین و روی مبل...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁷ویو سومیاوهمین که اسم «جینو» به گوشم ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹²ویو سومیاوکه یهو در اصلی باز شود که ...

Why Did I Fall in Love with Her? | P²⁰ 🖤ویو: عمارت کانگ ـ سا...

𓆩 پارت ۵۶ 𓆪 🖤ات با تعجب بین جیمین و مرد غریبه نگاه کرد.— یکی...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت دهم جونگ‌کوک هنوز به پیام سوآ خیر...

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

{عشق بی پایان}پارت:۱ویو ات:دوباره دارم کتاب موردعلاقم رو می ...

dark life = 33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط