{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📌روایت اشرف پهلوی از زاغه‌ها و روستاهای ایران

📌روایت اشرف پهلوی از زاغه‌ها و روستاهای ایران

🔸بسیاری از مردم ما وسایل کمک به خود را نداشتند، چه برسد به خویشاوندانشان---صرف‌نظر از اینکه تا چه اندازه می‌خواستند کمک کنند.

🔹اولین باری که به محلات فقیرنشین و زاغه‌های تهران رفتم تا پیش خود ارزیابی کنم که چه نوع کمکی بیشتر از همه مورد نیاز است، به معنی واقعی کلمه ناخوش شدم.

🔸 همیشه---دست‌کم به‌طور ذهنی---می‌دانستم که مردمی هستند که کمتر از من از اقبال و رفاه برخوردارند؛ مردمی که از بابت داشتن یک جای راحت برای زندگی، یک لقمه نان برای خوردن، و لباسی برای پوشیدن خیالشان آسوده نیست.

👈 اما دیگر این نوع فلاکت روزمره را که دلمردگی و نومیدی می‌پروراند، به چشم خود ندیده بودم. هرگز آن‌همه مردم را ندیده بودم که در چنین مکان‌ها و بیغوله‌های کوچک و کثیف، به زور چپیده باشند، بی‌آنکه چیزی برای حفظ بقای آن‌ها یا پوشاندنشان و یا تغذیه‌شان در کار باشد.

🔸وقتی که با ماشین جیپ به دهات ولایات دورافتاده رفتم، دیدم شرایط در آن‌جاها نیز به همان اندازه ناگوار و هولناک است.

🔹در آن روستاها، زندگی کردن تمام افراد یک خانواده با محصول یک درخت خرما و یک جفت بز لاغر و مردنی، امری غیرعادی نبود.

…»

☑️حقایق پهلوی👇
#پهلوی_برده_صهیونیست
#پهلوی_بدون_روتوش
#خیانت_پهلوی
#تروریست_رسانه_ای
#بیداری_ملت
#جهاد_تبیین
#شبهه
#سواد_رسانه_ای
#دشمن_شناسی
#جنگ_شناختی
#جنگ_فرهنگی
#جنگ_نرم
#ویسگون
#کلیپ_ویسگون
#خودتحقیری
🖇 اولین و جامع‌ترین کانال دشمـن شناسـے در ویسگون
┏━━ °•🍃•°━━┓
@Lianpars
┗━━ °•🍃•°━━┛
دیدگاه ها (۱)

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

Part.1#مرد_مندورِ آتش نشسته بودیم؛ صدای خنده‌ها و پچ‌پچ‌های ...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

_____ادامه پارت²⁰ نفرین کوچولو_____چند لحظه نگاهم کرد.بعد گف...

فاصله یک لبخند تا جنون

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پشتِ دیوارِ سردت«چطور می‌تونم باور کنم عاشقمی، وقتی خودت کسی...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت پنجم | بوی آشنا صبح، عمارت بیش از همیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط