عشق مثلثی پارت ۱
ویو فیری:
داشتم میرفتم زمین تمرینی که میرا اونجاست میخواستم باهاش تمرین کنم
البته این یه بهونست تا بتونم پیشش باشم اگه بخوام روراست باشم ازش خیلی خوشم میاد
اون زیباس ،مهربونه وتو فرفره گردونی هم قویه
به سمت پارک حرکت کردم که دیدم شو هم داره میره اونجا یعنی اونم میخواد با میرا وقت بگذرونه؟ حتا فکر کردن بهشم دیونم میکنه پس صداش زدم
فیری: هی شووووو( داد یکم بلند)
اون وایساد و باهمون چهره سرد برگشت طرفم
شو:سلام فیری اسنجا چیکار میکنی فکر میکردم تو جنگل تمرین میکنی
فیری: نه راستش میخواستم با یه حریف تمرین کنم پس اومدم سراغ میرا
شو: چه جالب منم داشتم میرفتم با اون تمرین کنم
جانممم! مگه از رو جنازم رد شی
فیری: چه لاحال پس بیا باهم بریم( با یه لبخند ساختگی
به سمت آلاچیگی که میرا داشت تمرین میکرد رفتیم
دیدم خیلی عرق کرده یعنی خیلی وقته اینجاس تازه ساعت نه صبحه
فیری و شو باهم: سلام میراا
ویو زی زی:
میرا نگاهشو از فرفرش که داشت تو مرکز زمین میچرخید گرفت و به پسرا داد از قیافه میرا خستگی میبارید ولی با این حال لبخند شیرینی به لب داشت
میرا: سلام پسرا چخبر ؟ پایه هستید یکم تمرین کنیم؟
فیری و شو مثل بچه ای که شیرینی بهش دادن ذوق کردن و باز باهم گفتن
فیری و شو: بزن بریم
میرا به حرکت این دوتا خندید و به سمت حوله ای که اونجا بود رفت و عرقشو پاک کرد و همزمان گفت:
میرا: خب اول کدومتون ؟
فیری و شو باز باهم گفتن
فیری وشو: مممننن
وبعد به هم نگاه کردن و با اخم شروع به کل کل کردن
فیری: اولل ممنن
شو: نخیر ممننن
فیری: مممننن
میرا: چطوره اول باهم مبارزه کنید بعد برنده میشه اولین نفری که با من مبارزه میکنه
فیری و شو: قبولهه
فیری و شو تنگاتنگ مبارزه میکردن و میرا هم به رفتارای عجیب اینا فکر میکرد که چرا باید برای تمرین با اون کل کل کنن شاید وقت تمرین کردنو دوست دارن یا شایدم چون میرا قویه میخوان همراه تمرین با اون اوناهم قوی شن
هزار تا سوال تو ذهن میرا بود که هیچ جوابی براشون نداشت
ادامه دارد...
خب تا پست بعد همینجوری شا، پرانرژی وخفن بمونیید
#چندپارتی-فیری #فیری #چندپارتی #بی بلید #فرفره های انفجاری
داشتم میرفتم زمین تمرینی که میرا اونجاست میخواستم باهاش تمرین کنم
البته این یه بهونست تا بتونم پیشش باشم اگه بخوام روراست باشم ازش خیلی خوشم میاد
اون زیباس ،مهربونه وتو فرفره گردونی هم قویه
به سمت پارک حرکت کردم که دیدم شو هم داره میره اونجا یعنی اونم میخواد با میرا وقت بگذرونه؟ حتا فکر کردن بهشم دیونم میکنه پس صداش زدم
فیری: هی شووووو( داد یکم بلند)
اون وایساد و باهمون چهره سرد برگشت طرفم
شو:سلام فیری اسنجا چیکار میکنی فکر میکردم تو جنگل تمرین میکنی
فیری: نه راستش میخواستم با یه حریف تمرین کنم پس اومدم سراغ میرا
شو: چه جالب منم داشتم میرفتم با اون تمرین کنم
جانممم! مگه از رو جنازم رد شی
فیری: چه لاحال پس بیا باهم بریم( با یه لبخند ساختگی
به سمت آلاچیگی که میرا داشت تمرین میکرد رفتیم
دیدم خیلی عرق کرده یعنی خیلی وقته اینجاس تازه ساعت نه صبحه
فیری و شو باهم: سلام میراا
ویو زی زی:
میرا نگاهشو از فرفرش که داشت تو مرکز زمین میچرخید گرفت و به پسرا داد از قیافه میرا خستگی میبارید ولی با این حال لبخند شیرینی به لب داشت
میرا: سلام پسرا چخبر ؟ پایه هستید یکم تمرین کنیم؟
فیری و شو مثل بچه ای که شیرینی بهش دادن ذوق کردن و باز باهم گفتن
فیری و شو: بزن بریم
میرا به حرکت این دوتا خندید و به سمت حوله ای که اونجا بود رفت و عرقشو پاک کرد و همزمان گفت:
میرا: خب اول کدومتون ؟
فیری و شو باز باهم گفتن
فیری وشو: مممننن
وبعد به هم نگاه کردن و با اخم شروع به کل کل کردن
فیری: اولل ممنن
شو: نخیر ممننن
فیری: مممننن
میرا: چطوره اول باهم مبارزه کنید بعد برنده میشه اولین نفری که با من مبارزه میکنه
فیری و شو: قبولهه
فیری و شو تنگاتنگ مبارزه میکردن و میرا هم به رفتارای عجیب اینا فکر میکرد که چرا باید برای تمرین با اون کل کل کنن شاید وقت تمرین کردنو دوست دارن یا شایدم چون میرا قویه میخوان همراه تمرین با اون اوناهم قوی شن
هزار تا سوال تو ذهن میرا بود که هیچ جوابی براشون نداشت
ادامه دارد...
خب تا پست بعد همینجوری شا، پرانرژی وخفن بمونیید
#چندپارتی-فیری #فیری #چندپارتی #بی بلید #فرفره های انفجاری
- ۱۶.۴k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط