#عطر_سگ_بی_اهمیت

#عطر_سگ_بی_اهمیت
#پارت۳

از زبون ات>
*سونگمین اروم رفت سمت بنگچان،به گوشی بنگچان نگاه کرد*
*بنگچان داشت پست جدید سونگمین رو توی اینستا چک میکرد*
*لبخندی رو صورت بنگچان بود*
*سونگمین تعجب کرده بود ، تصمیم گرفت خودش رو لو بده*
سونگمین: چرا داری پست اینستا منو نگاه میکنی؟
*بنگچان دست پاچه شد ولی سریع خودش رو جمع و جور کرد*
بنگچان: چی؟ هیچی توی اکسپلورم اومد
سونگمین: چرا توی اکسپلور؟؟
بنگچان: دیگه خودم نمیدونم ، هنوز بیداری؟
سونگمین: نه تازه بیدار شدم میخوام تب بخورم
بنگچان: باشه بیا *یه لیوان به سونگمین میده تا اب بخوره
*سونگمین لیوان رو میگیره و اب میخوره*
سونگمین: چرا بیداری هنوز؟
بنگچان: هیچی راستش امشب اصلا خوابم نمیاد
سوگمین: باز که به فکر دادن البوم جدید نیستی که
بنگچان: نه نیستم ممطمئن باش
سونگمین : باشه
*سونگمین میخواست بره بخوابه دوباره پلی بنگچان دستش رو گرفت تا نره*
*سونگمین تعجب کرد از کار بنگچان*
بنگچان: میخوای الان بری بخوابی؟
سونگمین: اره چیزی شده؟
بنگچان: یه خواهش دارم ازت
سونگمین: بگو
بنگچان: میشه من بیام امشب پیش تو بخوابم؟
(اهمم بنگچان.....)
*سونگمین از درخواست بنگچان شوگه شد و کمی خجالت کشید*
سونگمین : چرا با من؟!
بنگچان: خب این داستانش طولانیه
سونگمین: باشه *با لحن سریع وتند*
بنگچان: چی؟ جدی؟
سونگمین : اره چرا که نه *با لحن سریع و تند*
*لپ بنگچان کمی سرخ شد ولی یه لبخند ریز زد*
بنگچان: مرسی
دیدگاه ها (۰)

رفتار سرد

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱سونگمین دستکش هاشو در اورد و پرت کرد اونور و...

پارت ۲۰ — «انتقام با یک لیوان آب»جونگکوک سریع یک قدم عقب رفت...

پارت ۱۴ — «مهمونِ شب‌مونده»عصر شده بود و تهیونگ هنوز قصد رفت...

سه تا رازپارت ۲ | چیزی که هان نمی‌دیدهان بالاخره خودش رو به ...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷³جیمین با عجله وارد کلاس شد. نفسنفس میزد و موها...

مافیای عزیز من p9

بهار بدون تو

سه پارتی✨ات بعد از یه روز خسته‌کننده بالاخره رفت حموم.همه‌چی...

dark life = 40

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط