{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*³⁴

با حرفای دایان یه جوری شدم یکم اعتمادم به ا.ت کمتر شد که نکنه یه وقت نه اینجوری نیست من به ا.ت باید کلی اعتماد داشته باشم فردا میرم ببینم چی میشه

فردا
نمیخواستم برم منتظر بودم تموم بشه بعد برم نگاه به ساعت کردم فک کنم الان تموم شده رفتم پیش ا.ت
ا.ت: جونگکوک
کوک: نکنه دیر اومدم
ا.ت: خیلی دیر کردی خیلی منتظرت بودم
کوک: خیلی معذرت میخوام یه کاری برام پیش اومد
ا.ت: باشه اشکالی نداره ولی دفعه بعد بیا
کوک: باشه قول میدم
ا.ت: کسی نیست میای داخل یا نه؟
کوک: نه دیگه باید برم
ا.ت: باشه
کوک: نمیترسی که؟
ا.ت: نه نمیترسم
کوک: باشه خب من برم
ا.ت: مراقب خودت باش
کوک: توهم همینطور

چند روز بعد
از دید ا.ت
به جونگکوک زنگ زدم
ا.ت: الو
کوک: الو
ا.ت: این چند روز چرا بهم زنگ نزدی
کوک: کار داشتم چیزی شده
ا.ت: دلم برات تنگ شده
کوک: خب بقیش؟
ا.ت: چیزی شده؟ خواستم بگم میای بریم سرقرار
کوک: نه میخوام با لینا برم بیرون
ا.ت: لینا کیه؟
کوک: یکی از قدیمیمه
ا.ت: باشه خب میزارم یه وقت دیگه
بدون اینکه خدافظی کنه قطع کرد یعنی لینا کیه چرا من نمیشناسمش حتی دایان هم درباره لینا چیزی بهم نگفته بود یعنی بهش زنگ بزنم نه ولش کن ممکنه به جونگکوک بگه بعد جونگکوک فک کنه بهش شک کردم
دیدگاه ها (۱۴)

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

سناریو ناگی پارت ۲

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

تکپارتی جونگ کوک

سناریو مایکی پارت ۱

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

سرنوشت پارت (۱۲)

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط