انگشتانم از کار افتاد!!
انگشتانم از کار افتاد!!
آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند...
چشمانم تار میبیند!!
آنقدر که انتظارت را خیره مانده اند...
پاهایم ناتوان شده اند!!
آنقدر که عشقت را ایستاده اند...
قلبم....
اما هنوز تند می تپد
تا وقتی که هستی
و عطر نگاهت را به افق می پاشی.......
دوست داشتنت همچنان
در رگ هایم جاریست..!!
«سارا قبادی»
آنقدر که آمدنت را مشق کرده اند...
چشمانم تار میبیند!!
آنقدر که انتظارت را خیره مانده اند...
پاهایم ناتوان شده اند!!
آنقدر که عشقت را ایستاده اند...
قلبم....
اما هنوز تند می تپد
تا وقتی که هستی
و عطر نگاهت را به افق می پاشی.......
دوست داشتنت همچنان
در رگ هایم جاریست..!!
«سارا قبادی»
- ۱.۳k
- ۰۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط