✫✫✫✫

✫✫✫✫

ﻳہ نگاه ﺑہ سیــــگاﺭ
ﻳﻪ ﻧگاه بہ ســـاعتــــ
ﻳہ کــــﺍمݦ ســـنگیــن
ﭼﻨــــــد ﺛﺎﻧﻴہ ﺑﻌــــــد
ﺑﺎﺯ ﻫَمݦ سـﻴـــــــــگـﺎﺭ
ﺑﺎﺯ ﻫَمﺳـــــــاعتـــــــــ
بے تـۅ ﺑۅدڹ ﺍﻳﻨگونہ ﻣﻴگـﺬڔه
امـّـا تلخـــّے ایڹ سـﻴـــگــــﺎڔ
شیـڔیـن تـر از دڔۅغ هاے توستــ
دیدگاه ها (۱)

بیا و در آغوشم بگیر،که بی‌تو،جویباری‌ام تنها،که به دریا دل ن...

پارت دوم ❤️چشمان قرمز رنگ کاتسوکی برای لحظه‌ای برق‌های نرمی ...

### پارت ۳: لرزشِ لب‌ها در تاریکیهفته‌ی اول در عمارت مثل گذر...

فاجعه مصاحبه پزشکیان با فاکس ؛ نگذاشت جو مثبت ناشی از صحبت‌ه...

HATE TO LOVE³(ویو:رز)کسی که وارد شد...ملکه بود.صاف تر ایستاد...

پارت: 12 (بخش5) **زاویه دید: هیزل*زین دستش را توی جیبش کرد، ...

#pain#P¹⁰⁸#Season²مثل همیشه اخمی روی صورتش بود... داشت دوبار...

بـه وسـعت خـورشیـد و مـاه، بـه بلنـدای کـوه، بـه سبـزی بـرگ ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

#حکایت_قدیمی 🍞 حکایت: نانوا و مشتِ آردروزی روزگاری، نانوایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط