{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

『 #Dark Fantasy Romance 』

『 #Dark Fantasy Romance 』
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ²⁵

جونگ‌کوک نگاهی آخر به پیکر بی‌جان الوآ انداخت، شنلِ جدیدش را روی شانه‌هایش انداخت:
— مراقبش باش تهیونگ... اگه وقتی من نیستم مویی از سرش کم بشه، سرِ تمام نگهبان‌های این برج رو روی نیزه می‌زنم.
با رفتن جونگ‌کوک، تهیونگ درِ سنگینِ اتاق را آرام بست و خودش پشتِ میزِ پادشاه تکیه زد. نگاهش مدام میان درگاه و پیکرِ بی‌جانِ الوآ می‌چرخید. فضای برج در سکوتی شکننده فرو رفته بود.
ساعت‌ها گذشت. اثرِ معجونِ تقویتیِ لیندا آرام‌آرام در رگ‌های کم‌خونِ الوآ جریان یافت. پلک‌های سنگینش لرزیدند و بالاخره چشمانش باز شد.
الوآ به سختی روی تخت نشست. دستش را روی گردنش گذاشت؛ زخمش دیگر نمی‌سوخت، اما ضعف و بی‌حالیِ شدیدی تمام تنش را در بر گرفته بود. با دیدنِ تهیونگ که با چهره‌ای جدی به او زل زده بود، ابروهایش را در هم کشید و با صدایی خش‌دار گفت:
— تو... اینجا چیکار می‌کنی؟ پادشاهِ بی‌رحمت کجاست؟ رفته تا یک تسلیحاتِ جدید برای شکنجه کردنم پیدا کنه؟
تهیونگ از پشت میز بلند شد، دست‌هایش را در جیب‌های شلوارش فرو برد و با گام‌هایی آرام به تخت نزدیک شد. لحنِ شنگولِ همیشگی‌اش جایش را به صدایی آرام و هوشمندانه داده بود:
— جونگ‌کوک رفته تا جلوی یه فاجعه رو بگیره پرنسس... کالیکس می‌خواست غنایم و مدارکِ آروندیل رو ماله خودش کنه تا اعضای شورا رو با پول و نفوذ بخره.
الوآ پوزخندِ تلخی زد:
— برام مهم نیست کدوم‌تون این امپراتوریِ کثیف رو به دست می‌گیرید... همه‌تون مارهای یه لانه‌اید.
تهیونگ روی صندلیِ کنار تخت نشست، مستقیماً توی چشم‌های الوآ زل زد:
— اشتباه می‌کنی پرنسس. جونگ‌کوک شاید بی‌رحم و سرد به نظر برسه... اما اگه اون نباشه، کشورِ تو رسماً با خاک یکسان میشه و مردمش به عنوان برده فروخته میشن. جونگ‌کوک تنها کسیه که مانعِ نابودیِ کاملِ آروندیل شده.
الوآ از حرف‌های تهیونگ جا خورد. خشم و گیجی در چهره‌اش در هم آمیخت:
— داری از کسی دفاع می‌کنی که خونم رو می‌نوشه؟! اون یه اهریمنه! چرا از خونِ من تغذیه می‌کنه؟ بهم بگو چه رازی توی این قصرِ نفرین‌شده هست؟!
تهیونگ برای چند ثانیه سکوت کرد. چشمانش پر از تردید شد.
تهیونگ نفسی عمیق کشید و با لحنی مرموز گفت:
— رازهایی هست که دونستنشون سنگین‌تر از طراوتِ روحته پرنسس....
قبل از اینکه الوآ بتواند سوالِ دیگری بپرسد، صدای فریادِ اژدهایان از آسمانِ قصر به گوش رسید و درِ برج با ضرب باز شد. جونگ‌کوک با لباس‌های گردوخاک‌گرفته و چهره‌ای آشفته وارد شد...
ادامه دارد...
شرط‌ها = 6۵ لایک ــ ۵۵ کامنت ــ ۲۰ بازنشر

#TheScarletCure #DarkFantasyRomance #JeonJungkook #JungkookFanfiction #EluaVoltaire #JKFF #EnemiesToLovers #DarkRomance
دیدگاه ها (۶۷)

سلاممم قشنگای من این بانو فیک نویسه فالو؟؟@jeon_bella

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط