#عشق_منو_تو

#عشق_منو_تو
پارت 7💎


اشک هاش قشنگترش میکرد

صبح

ویو ات

صبح بیدار شدم و یه نگاه به اون طرف کردم دیدم شوگا کنارمه
با یاد اوری دیشب اشکام ریخت
همینجور هق هق میکردم که شوگا بیدار شد

_ات
+هق هق*
_ات گریه نکن.... معذرت میخام
+معذرت خواهی تو بدردم نمیخوره من نمیخاستم دخترونگیمو از دست بدم(گریه و داد)
_من فک کردم..(ات پرید وسط حرفش)
+فک کردی مثل هرزه های دور و ورتم
_(سکوت)
+واقعا برای خودم متاسفم

ات رفت لباساشو پوشید و به سمت پایین رفت تا از اون عمارت بره
که شوگا نذاشت

#جیم_ات
دیدگاه ها (۲)

ویو هان :_ات خواهش میکنم می دونم ناراحتی ولی من بیشتر ناراح...

پارت ۱۰سولا گفت باشه باشه برو ما هم تا اون موقع وسایل ها رو ...

عروسک مافیا پارت 2

هق هقویو الکس خب حالا وقت ناهار هست برم با خواهر گلم ناهار ب...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

THE FIRST KISSPART: 7اسماتیدفه نگاهم رو بدنش قفل شد بدنش اصل...

رمان عشق ممنوع

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

دروغ شیرین:) پارت ۱۶.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط