سناریو ران پارت ۳

عکس لباس ا/ت رو اس دوم گذاشتم


شروع


در ذهن ا/ت: ای خداااا من ریدم تو این شانسم چرا من

نویسنده: ا/ت سوار ماشین شد و به خونه ران رسیدن خونه نبود که دست کمی از قصر نداشت
ا/ت درحال غر زدن به شانسش بود که
معان ران به ا/ت گفت

معاون: ا/ت ساما لطفاً دنبال من بیاد تا شمارو به اتاقتون ببرم

نویسنده: داخل راه رفتن به اتاق ا/ت بودن که معاون شروع کرد به توضیح دادن مسئولیت های ا/ت

معاون: اتاق تا نزدیک اتاق رئیس هست صبحت باید نزدیکای ۷ صبح بیدار شید و صبحانه رو از اشپز خونه به اتاق رئیس بیارید
و بعد امادش کنید
وقتی رئیس رفتن شروع کنید به تمیز کردن اتاق

ا/ت زیر لب: مگه بچش همه کاراشو من کنم

معاون: چیزی گفتید؟

ا/ت: نه😊

معاون: خوب رسیدیم به اتاقتون

معاون: خوب است استراحت کنید فردا کاراتون شروع میشه

ا/ت: چشم ممنون

نویسنده: ا/ت در اتاقشو باز کرد و متعجب شد همچی خیلی عالی بود
روی تخت دراز کشید و با خودش فکر میکرد
که اروم خوابش برد

صبح»

نویسنده: ا/ت زودتر بیدار شد و لباس که داخل کمدش بود رو پوشید
(بازم میگم عکس لباس ا/ت رو اس دوم گذاشتم)

رفت سمت اتاق ران درو اروم زد

ا/ت: ران ساما میتونم بیام داخل

صدایی نیومده پس ا/ت تصمیم گرفت بره داخل
و دید خوابه
رفت سمتش و سعی کرد بیدارش کنه

ا/ت: ران ساما لطفاً بیدار شید

ران: نمیخوام

ا/ت: مجبور میشم روتون اب بریزم ها

ران: جرعتتشو نداری

ا/ت از این حرف ران حرسش گرفت و پارچ اب رو اورد ریخت روش

ران: چه غلطی میکنی

ا/ت: بهتون گفتم که

ران: اصلا میدونی من کیم میتونم راحت بکشمت

ا/ت: حتی اگه مهم ترین ادم جهان باشد من باز هم روتون اب میریختم

ران: شانس اوردی روز اول کاریته


ادامه دارد
دیدگاه ها (۸)

سناریو ران پارت یک

سناریو مایکی پارت ۴

سناریو میتسویا پارت ۳

سناریو خط قرمز پارت اخر

سناریو بونتن پارت ۹

سناریو باجی

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

سناریو مایکی پارت ۲

تک پارتی یوکیمیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط