کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز میدهند؟ شال گردن ن
کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز میدهند؟ شال گردن نارنجی رنگت بوی پرتقال گرفته، تو از درخت پرتقال چه در خود داری؟ غروب ها با لباس های خیس باران میآیی. سبز میروی، نارنجی برمیگردی.
شب، شال گردنت دور گردنم میماند، حالا من هم بوی پرتقال گرفتم. مثل اینکه دست هایت خیلی محکم مرا در آغوش گرفته باشد. مثل اینکه مربای پرتقال رویم شکسته باشد.
شبیه به دلتنگی میمانی، مگر تو پاییزی؟
شال گردنت بوی خاک گرفته، دیگر گرمم نمیکند.
کمی نور، کمی از خودت برایم در نامه بگذار، اینجا هوا خیلی سرد است.
شب، شال گردنت دور گردنم میماند، حالا من هم بوی پرتقال گرفتم. مثل اینکه دست هایت خیلی محکم مرا در آغوش گرفته باشد. مثل اینکه مربای پرتقال رویم شکسته باشد.
شبیه به دلتنگی میمانی، مگر تو پاییزی؟
شال گردنت بوی خاک گرفته، دیگر گرمم نمیکند.
کمی نور، کمی از خودت برایم در نامه بگذار، اینجا هوا خیلی سرد است.
- ۱۲۰.۵k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶۸۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط