باید مال من باشی 39

باید مال من باشی 39
صبح زود با تایلر رفتیم گردش ولی من احساس خطر میکنم هرچه باشه تایلر اینجاست
تایلر ویو
من خیلی وقته باهاش صمیمی شدم و نمیخوام بکشمش ولی باید به گفته ی مرت و کاترین عمل کنم اونا گفتن قراره پول زیادی بهم بدن و من اونوقت میتونم مامانم رو به بیمارستان ببرم امشب باید ا.ت رو بکشم اره
ته ویو :
کوک رو بلند کردم 😑
ته : بلند شو وووو
کوک : تو چقد زیبایی ( بچم تو خواب کیو میبینه )
ته : چی میگی پاشو وووو
کوک : مامان بزار بخوابم( 😐🤲)
ته : چی میگییییی
کوک : ........
ته : فهمیدم چیکار کنم 😈
ته رفت و با یه پارچ پر آب و یخ اورد( وای وای وای )
ته : بلندی میشی یا نه؟
کوک : نه خوابم میاد
ته : خودت خواستی 😹
و بله 🤣 همه رو ریخت سر کوک
کوک : آیگووووووووووو 😾 بدو تا نکشتمت
ته : اول لباس بپوش( جررررر نپوش )
کوک : تهههههههههههه
#بعد_چند_دور_چرخش
ته : غلط کردم
کوک : صب کن 😑
ته : کوک من هیونگتم
کوک : به جهنم
گرفتمت
ته : میخوای چیکار کنی؟؟
کوک : الان میفهمی 😈( خدایا 🤲😑)
کوک کشان کشان ته رو برد حموم( منحرفا😐)
اب سرد رو باز کرد
کوک : برو داخلش
ته : یاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا( داد)
مغزم از اینهمه سرما منفجر شد 🥶
کوک : حقته
خلاصه با همه ی بحث صبحونه خوردن
ته و کوک رفتن شرکت
خاله ی کوک به کوک زنگ زد
خ.ک: الو پسرم میشه نوه ی منو تا چند روز نگه داری کنی؟؟
کوک : البته خاله
خ.ک : پس 15 دقیقه دیگه بیا و سارینا رو از پارک بردار
کوک: چشم
سارینا به کلاس اول میره و برای هر چیزی جواب درست میخواد و خیلی حاضر جوابه 😐🤲
کوک گوشی رو قطع کرد به ساعت نگاه کرد ساعت 5 بود به ته هم خبر داد تا باهم برن
#پانزده_دقیقه_بعد
کوک و ته رفتن از پارک سارینا رو بردارن
که ته ا.ت رو دید
ته : کوک ببین ا.ت رو 😆😌
کوک : باشه بابا دیدیم
سارینا : عههه سلامممم
کوک : سلام سارینا
بیا بریم
سارینا : باشه
#در_خانه
کوک و ته و سارینا داشتن بازی میکردند همراه بازی کردن سارینا هی سوال می پرسید که......
شرطا 😁
⁵⁰لایک
¹⁰کامنت
دیدگاه ها (۱۴)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

Forbidden love①⑦ا/ت: تروخدا... نگو! اسمش رو نیارکوک: این حقی...

وقتی بین بچه هات فرق می‌داشت

تکپارتی جونگ کوک

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟟: چهار کلمها/ت هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بو...

only patient p8

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط