Part19

+ایش غذا چی میخوری
/اینجا بخوریم
+راس میگی پس میریم خونه لیا
/اوکی بهش زنگ میزنم
+نخیرم من بهش زنگ میزنم
/من
+گفتم که من بهش زنگ میـ
زززییینننگ(مثلا صدای زنگ گوشی)
+بفرما انقد کلکل کردی که آخر سر خودش زنگ زد
ــــــــــــــمکالمهـــــــــــ
" ا.تا میشه بیای پیشم*گریه
+ویییی گول خوردم پیش دخترایی
"ا.ت واقعا حالم بده
+چی چیشده*نگران
" ا.ت مامانمممم*همچنان درحال عر زدن
+مامانت مامانت چی اصلا ادرس بگو کجایی
"بیا خونه خودم
+زود میام مراقب باش باشه
+اوم
ــــــــــــپایان مکالمهــــــــــ
+زود باش باید بریم پیش لیا حالش بده
/چیشده
+منم نمیدونم فقط بریم
(خلاصه اینا الان مثلا تاکسی گرفتن و رفتن خونه لیا)
ددددییننگگ*مثلا صدا دره
" ا.تاااااا*گریه
+چیشده دختر خوبیی
" بیا بشین
/خب میگی یا نه
"مامانمم سرطان داره*گریه شدید
/چیییییییی
+جدییی
" اوهوم خیلی دیر شده باید بره امریکا برای عملش اما
+اما چی
"اما میگن بعد از عمل کل حافظشو به احتما 90 درصد از دست میده*گریههههه
/خب الان چیه مشکلش خوب میشه دیگه
" قبول نمیکنه چون میترسه خاطراتشو یادش بره
+امیدوارم قبول کنه که عمل کنه تازه ما کنارتیم خاله ام مطمئنم زود خوب میشه
" اما اگه قبول نکنه اصن قبولم کنه حافظش چی هااا*گریه
/لیااا تو دختر قویی هستی مهم اینه مامانت حالش خوب میشه غیر از اینه
+اومم راس میگه
"مرسی که پیشم موندین بچه ها
/یاااااا نا سلامتی ما دوستای بچگیتیمااا
+منکه همیشه پیشتون میمونم قوللللل
" اصن بیایین قول بدین که همیشه کنار هم میمونیم
/باش پس باهم
"یک
/دو
+سه
" /+تا همیشه پیش هم میمونیم قولللللللللل*یـ کوچولو داد
"مرسی که دلداریم میدین تو هر شرایطی
/ناسلامتی دوستا همینن دیگه
" ا.ت داری گریه میکنی
+نه فقط میدونی چیزه کاش همیشه همین بمونیم منکه تا آخر عمرم پیشتونم اصن تا شماها نمیرین نمیمیرم قولل
"منم گریه میکنماااا
/عهه بسه دیگه بیایین بریم عمارت ما اونجا هم حواسم بهت هس هم خوشمیگذره
+اوممم راس میگه بریم
" من نمیتونم بیـ میام چرا نیام بریم
/+هوراااااا
"خب من برم لباس بپوشم اما شما ماشالله دوتایی تیپ زدینااا
+اره دیگه ما اینم
/بله پ چی فک کردی
" من چیییییی
+میری بپوشی یا نه
"اوم من رفتم
ـ
ـ
ـ
ـ
ـ
میدونم خیلی چرت نوشتم اما خب بازم نوشتم دیگه
دیدگاه ها (۰)

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت سوم | «نشانی که نباید دیده می‌شد»زن...

پارت ۴ (سرنوشت)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

پارت ۶

سناریو خط قرمز پارت ۳

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط