{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Life for love

Life for love

پارت ۸

(اسلاید ۲ لباس انا برای رفتن به بیمارستان)

میرا: حالا که شاممون رو خوردیم راجب بیمارت بهم بگو
انا : جونم برا بگه....

( فلش بک )
انا ویو
زینگگگ زینگ
انا : الو سلام رئیس جیمز چزی شده؟ این موقع صبح جمعه زنگ زدین!!!
( علامت جیمز # )
# اتفاق که زیاد افتاده حالا بماند چه اتفاقایی. اب دستته بزار زمین سریع بیا بیمارستان کار واجب دارم باهات.
انا : ولی رییس این موقع بیمارستان تعطیله ها!!
# نه نیست یه مورد اضطراری داریم که باعت شده واسه اولین بار تو تاریخ بیمارستان جمعه روز تعطیل بیمارستان رو باز کنیم.
تا یک ساعت دیگه بیمارستان باش



( ساعت ۹:۴۵ صبح بیمارستان )
انا : یعنی رئیس چکارم داره؟ هعی خدا
تق تق 
انا: سلام رییس
# سلام انا خوب شد اومدی بیا بشین کارت دارم
انا: تا جایی که یادم بوده جمعه ها خدمه و پرستارا به بیمارا می رسیدنا
# الان ما باید برسیم
انا: راستی رئیس چخبر شده که جلو بیمارستان پر از خبرنگار بود؟ انقدر شلوغ بود نتونستم از در اصلی بیام مجبور شدم از در پشتی بیام تو.
# اره خب طبیعیه بخاطر رئیس کمپانی jfc اینجا انقدر شلوغ شده
انا : کمپانی jfc؟ همون پسر کره ایه جئون سان هی نیست؟ همون رئیس بزرگترین کمپانی طراحی لباس اروپا؟
دیدگاه ها (۰)

Life for love پارت 34( ساعت ۸ صبح داخل بیمارستان )انا ویوبای...

چند پارتی یونجون

*همکلاسی غیرتی من *Chapter 2Part 6ا/ت : خب هیرو بیا برگردیمد...

#پارت_۴۰ده دقیه بعد ماشین عرفانو دیدم...سریع سوار شدم_یا خدا...

𝑺𝒉𝒐𝒕 9 🌒⛓️جیمین ویو جیمز : فکر خوبیه باید یه مشاور خوب پیدا ...

رمان :عضو هشتم بی تی اسات :چی داری میگی من همچین کاری نمیکنم...

عشق ممنوعه 🧡 ☆Part 40☆

پارت12🌈✨still with me

فقط مال من باش پارت ۴

𝕻𝖆𝖗𝖙 ¹¹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط