{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی.........................

درخواستی.........................

وقتی با صاحب کارت دعوات شده و تو اونو زدی

نامجون: کم کم دارم ازت میترسم ا. ت این اولین بارت نیست

بیچاره بچم😂

جین: خوب خوب حالا کی قراره بری زندان با کمپوت بیام ملاقاتت😂

ا. ت: اون بیمارستانه با کمپوت میرن

جین: جدی پس خودم میخورم

یونگی: ا. ت عزیزم این همه هزینه نکردم فقط یه مشت بزنی الااان بایدد جنازشووو برام میاوردی

ا. ت: اوکی اوکی باشه عزیزم

جیهوپ: بیب نگو اینارو از یونگی یاد گرفتی منعت کنم از دیدنش

حیمین: اخخخخ دمت گرم خیلی وقت بود یه دعوای حسابی نکرده بودی من حال کنم

ا. ت سکوتی میکند در حد فریادد🤣

تهیونگ: به نظرم یه کلاس کنترل خشم برو من هنوز جونم🥹

کوک: حالا من بیا با من بزن بزن کنیم بیا دیگه

ا. ت: وی از حرص سکته کرد

چطور بود؟؟ 🤍

#بی_تی_اس#کیپاپ#کیپاپر#مین_یونگی#شوگا#تهکوک#فیک
دیدگاه ها (۴)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

سناریو🎀وقتی میری خونه مامان باباش[دوست پسرتن]مامانش:خوش اومد...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

سناریو بونتن پارت۵

#سناریو#اسکیزوقتی میگی گروه 𝚃𝚇𝚃 رو بیشتر دوست داری꒦꒷˙˙˙˙چان:...

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

stolen

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط