عشق بی پایان p4

ا/ت ویو
بالاخره زنگ خورد یه نفس راحت کشیدم داشتم با گوشیم ور میرفتم سنگینی نگاه اون پسره شوگا رو حس میکردم
_چیه خوشگل ندیدی؟
+هان؟
_از وقتی اومدم نشستم همش نگام میکنی
_داش انگار توهم زدی
بهش محل ندادم و پاشدم رفتم سمت بوفه
$هی دختر چت شد یهو ؟
_چیکار کنم از وقتی اومدم عین گاو نگام میکنه پسره ی پرروی احمق پدصگ
$(داره میخنده)
_رونا به چی میخندی ؟
$ هیچی
_خدایا از دست رفت
________________________________
شوگا ویو
این دختر دیوونست!
چطور فهمید دارم نگاش میکنم اونکه اصلا نگا نکرد اوف دیوونه شدم رفتم دنبال رونا که دیدم با ا/ت داره حرف میزنه ا/ت چقدر بهم فش داد اما رونا هیچی بهش نگفت و خندید بعدا به حسابش میرسم همین موقع ا/ت رفت یه چیزی از بوفه بخره رونا هم رفت رو یه صندلی نشست من رفتم سمتش و یه پس گردنی نثارش کردم
$هوی وحشی چه مرگته ؟
+ا/ت اونهمه بهم فش داد چرا چیزی بهش نگفتی ؟
$فعلا ا/ت با خبر نشه با هم خواهر و برادریم میخوام از سینگلی درت بیارم خب بالاخره منم میخوام برادرزاده و زن داداش داشته باشم
همین موقع یه پس گردنی دیگه زدم و رفتم
(فلش بک به بعد از دانشگاه)
ا/ت ویو
با رونا سوار ماشین شدیم و راه افتادم تو مسیر خونش رو بهم نشون داد و قرار شد فردا برم دنبالش باهم بریم
#فیک
#شوگا
#bts
#بی_تی_اس
#سناریو
دیدگاه ها (۱)

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

سناریو ناگی پارت ۲

ددی خون آشام من

بریم برای پارت گذاری ؟لتس گوویو «ا/ت»که همون پسره یعنی استاد...

سناریو سائه پارت اخر

مافیای من

سناریو مایکی پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط