بخش دوم

بخش دوم
دازای:چویا جونم لبو شده.
چویا:خفه شو.
دازای:خجالت میکشی همه بدونن ما با همیم.
چویا:خب بهم حق بده اینا برام تازگی داره.
دازای چویا رو مدل پرنسسی بغل میکنه.
چویا:چیکا میکنی.
دازای:میخوام به همه بگم رئیس بعدی مافیا معشوقه داره
چویا:چی.
دازای( با صدای بلند):من دازای اوسامو ، چویا ناکاهارا رو به عنوان همسرم معرفی میکنم.
چویا از خجالت سرش رو تو گردن دازای محو کرد.
و یهو صدای...........................
ادامه در پارت بعد
دیدگاه ها (۱)

☆فرشته☆ چشمانش از گریه سرخ و باد کرده بود و با همین چشمای سر...

#Escape_from_death_April29 #part6☆ویو:نویسنده☆اون عوضی اینجا...

رمان سوم پارت دوزدهم * بخش هنتای *دوست نداری نخون گلم 🔪࿙᷍࿚ː࿙...

ابلیس

[•] عــــمارت★عشقـــ[•]Part number 30"هوم...تبریک میگم!"_«مم...

ابلیس

#𝓟𝓪𝓻𝓽_۹وسوسه عشق 🥀☘صبح ساعت ۰۷:۰۳اکوتاگاوا بیدار شد و دید که...

پارت ۳۸

Fabric of Love~P3ویو چویا*توی راه خونه که بودم یهویی یکی باز...

اسم:نیمه شب پارت:۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط