{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2
✯part:⁴¹
هیونا که معمولاً نوشیدنی نمی‌خورد امشب زیاد روی کرده بود که باعث شده بود مست بشه
جونگکوک: خیلی نوشیدنی خوردی
هیونا مست مست بود لیوان رو شبیه شمشیر جلوی جونگکوک گرفت
هیونا: نه خیر جناب جئون (مست)
جونگکوک: جئون؟
هیونا: من بهت رحم میکنم و می‌زارم امشب کنارم بخوابی (مست)
جونگکوک: مگه از قبل تو مشخص میکردی
هیونا: بی تربیت (مست)
جونگکوک: حالا جرمم چی بوده که میخوای بهم رحم کنی؟
هیونا: تو ¹⁰ شب کامل منو تنها گذاشتی نمیدونی چقدر بخاطر اینکه رفته بودی همش استرس داشتم و نمی‌تونستم بخوابم (مست)
جونگکوک: واقعا...
هیونا: هیشششش من امشب خیلی خوشحالم و می‌خوام باهات جشن بگیرم(مست)
هیونا بطری شراب رو برداشت و دوباره داشت برای خودش می‌ریخت که جونگکوک بلند شد و دستش رو گرفت
جونگکوک: تو مستی کافیه
هیونا: نه نه (مست)
هیونا خواست دستش رو بکشه که جونگکوک میزاشت هیونا رو نزدیک خودش کرد و کمرش رو گرفت
جونگکوک: بسه بریم اتاق وقت خوابه
هیونا: فکر خوبیه (مست)
هیونا دست هاش رو دور گردن جونگکوک حلقه کرد و شروع به بوسیدن کرد جونگکوک هم از فرصت استفاده کرد و دستش رو محکم دور کمر هیونا حلقه کرد و کنترل رو دست خودش گرفت کم کم وارد اتاق شدن.
فردا صبح هیونا بغل جونگکوک بیدار شد سرش رو بالا گرفت و به جونگکوک نگاه کرد جونگکوک داشت مو های هیونا رو نوازش میکرد
جونگکوک: صبح بخیر پرنسس
هیونا بدون هیچ حرفی خودش رو بیشتر توی بغل جونگکوک فرو برد
هیونا: بازم می‌خوام بخوابم
جونگکوک: تا هر وقت که بخوای من بغلت میکنم
هیونا سریع خوابش برد و بعد از دو ساعت بیدار شد
جونگکوک: حالا قصد بیدار شدن داری؟
هیونا: اره ساعت چنده؟
جونگکوک: ¹¹:³⁰
هیونا: جونگکوک باید بیدارم میکردی
هیونا سریع از روی تخت بلند شد و رفت داخل حموم
جونگکوک: چی شده؟
هیونا: امشب به جلسه مهم دارم
جونگکوک: خب؟
هیونا: باید تا نیم ساعت دیگه اونجا باشم
هیونا رفت زیر دوش و شروع به حموم کردن کرد جونگکوک بلند شد تخت رو مرتب کرد و صبحانه درست کرد هیونا بعد از چند دقیقه با عجله سمت در رفت
هیونا: خداحافظ عشقم من رفتممم
جونگکوک: صبر کن
هیونا: جانم؟
جونگکوک سمت هیونا اومد و یه ظرف غذا کوچک و یه لقمه کوچولو داد دستش
جونگکوک: بخور و مراقبت خودت باش
جونگکوک بوسه ای روی سر هیونا می‌زاره و هیونا سریع با یه تشکر می‌ره.
⁦ರ⁠╭⁠╮⁠ರ⁩
خوشگلا می‌دونم پارت های امشب زیاد جالب نبودن خیلی خوابم میاد فردا شب منتظر پارت های جدید باشید شبتون هم بخیر خواب های خوب ببینید✨❤️🎀
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #جیهوپ #هیونا #داستان #بهترین #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #بهترین_فالوورای_دنیا #BTS
دیدگاه ها (۲۰)

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 3صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستا...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

بقیه پارت 26جینا: حتی با اینکه همیشه باهام سرد بود....نمیدون...

درخواستی تک پارتی از مایکی

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. عضلات بازوی تهیونگ...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part حلقه رو از توی جی...

پارت ۱۷ — «ساعت دوازده»ساعت دقیقاً دوازده شد.رها روی مبل نشس...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

منو ببخش پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط