شکلات تلخ پارت ۲۰

شکلات تلخ پارت ۲۰
صبح با صدایه زنگ گوشیم از خواب پاشدم صبحونمو خوردم بعدم رفتم تو اتاق اماده شدم لباسمو پوشیدم ناخنامو لاک کرم رنگ زدم یه رژ لب اجری هم زدم و موهامو باز گذاشتم وای چه جیگری شدم ساعت ۱۰دقیقه به ۱۰ بود که یه پیام اومد واسم کوک بود پیامو باز کردم
💬ساعت ۱۰ یادت نره زندگیم ❤
کفشامو پوشیدمو راه افتادم رسیدم به جایی که گفته. بوداما اونجا نبود صداش زدم ولی هیچکس نبود برگشتم برم که بایه صحنه خیلی قشنگ مواجه شدم کوک:سوپرایز. یه دسته گل خیلی قشنگ دستش بود با یه خرس خیلی ناز اومد جلو دسته گل رو طرفم گرفت کوک:بفرمایین . ازش گرفتم ا.ت:مرسی . دستاشو دور کمرم حلقه زدو بغلم کرد منم بغلش کردم
کوک:جایی میخواستی بری؟
ا.ت:نه فقد میخواستم دنبالت بگردم .
کوک:مایه ارامشه
ا.ت:چی ؟
کوک:خودتو میگم مایه ارامشه وقتی بغلت میکنم عشقم .
خنده ریزی کردم .
کوک:به چی میخندی ؟ .......ها؟
ا.ت:به حرفت
کوک:حرف من مگه خنده داره .تو عشقمی دیگه عشقم عشقم عشقم
ا.ت:باشه فهمیدم
کوک:خوبه بیا بریم اونور یه ساحل هست
ا.ت:شوخی میکنی اخ جوووووون😄
کوک:دوس داری ساحلو
ا.ت:اره خیلی
دستمو گرفت .کوک:پس بزن بریم . دستمو محکم تو دساش چفت کردم ا.ت:باشه . تو راه همش بهم نگاه میکرد
کوک:تو دوس داری با چه کسی ازدواج کنی ؟
ا.ت:اممممم....‌خب با کسی که بتونه مثل یه زن پشتم باشه
کوک:😂😂😂😂😂😂مثل یه دختر ..... اوصولا باید بگی مثل یه مرد نه یه زن .چرا میگی زن؟
ا.ت:اخه من تا اونجایی که یادمه مردا پشتمو خالی کردن نه زنا
کوک:اوه یس پس میگی مردا بدن اره
ا.ت:بد نیستن ولی ..... بدم میاد یه دخترو بکنن عروسک دستیشون مگه ما دخترا چه گناهی کردیم .
کوک:اگه یروز بفهمی کسی که عاقشی باهات همین کارو کرده چیکار میکنی
ا.ت:خب....... نمیدونم
کوک:دیگه چی ؟
ا.ت:دیگه ....‌ هوامو داشته باشه کسی که بخوبی ازم محافظت کنه بتونم بهش اعتماد کنم و مهم تر از این اگه ازم خسته شد بهم تهمت هرزه بودنو نزنه که ازم خلاص بشه
کوک:خوبه
رسیدیم به ساحل کوک:بریم تو اب
ا.ت:اخه من لباس نیاوردم
کوک:اشکال نداره لباسمو بهت میدم . لباسشو در اورد وای خدایه من اون جلوم لخت شد رومو کردم اونوری
صدای خندش بلند شد کوک:چرا روتو برگردوندی
ا.ت:اخه لباس نداری
کوک:هی من دوست پسرتم پس برگرد
ا.ت:نچ
کوک:برنمیگردی دیگه نه ؟
ا.ت:نه
کوک:خودت خواستی
احساس کردم داره میاد سمتم
ا.ت:هی نیا جلو برو عقب
#پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
دیدگاه ها (۴۲)

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۵از خواب بیدار شدم دیدم جین ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سناریو میتسویا پارت اخر

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

تکپارتی جونگ کوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

سناریو مایکی پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط