My mafia love

My mafia love
عشق مافیایی من
Part : 4
ویو ات
تو همون حالت نشسته بودم گریه میکردم که صدای در اومد
+ات کجایی؟
-.....
+اینجایی من منو ببخش عسلم دست خودم نبود
-هق نامجون خوبی چیزیت نشده؟
+خوبم خوبم دیگه گریه نکن
-اوم باشه نام نامجون میگم میشه دوباره بریم پیش دکترت
+من چیزیم نیست لطفا راجبش صحبت نکن
-باشه
+ بریم تو اتاق چاگیا
ویو نامجون
رفتیم تو اتاق اتو توی بغلم گرفتم و از منظم شدن نفساش فهمیدم خوابش برده
من چجوری تونستم روش اسلحه بکشم
چشام سنگین شد خوابم برد
+نه مامان لطفا!
مادر نام: پسرم نگاه کن ببین چه قشنگ باباتو تیکه تیکه کردم(ودف یا خدا)
+هق نکن بابا
مادر نام: اوم الان برات غذا درست میکنم میخوای از کدوم عضو پدرت باشه
+هق هق نههه
-نامجون چیشده
+نه نه بابا
-نامجون کابوس دیدی چیزی نیست
+ات ات لطفا ترکم نکن
-هیش من اینجام
ویو یونا
نامجون همون پسری بود که توی بچگیش مادر روانیش جلوی چشاش پدرشو تیکه تیکه کرد و ازس غذا درست کرد
خب این یکی از دلایل بود برای مشکل نامجون....
دیگه دهنمو سرویس نکنین فرزندانم
باتشکر
یونا
دیدگاه ها (۲۰)

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

روباه کوچولوی من پارت دو 😣꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشت گر...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

سناریو تهیونگ

هق هقویو الکس خب حالا وقت ناهار هست برم با خواهر گلم ناهار ب...

#میکاپ_آرتیست_من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط