عشق و نفرت p 36

36.. عشق و نفرت
هیون : پس میشه امشب بازم بخوابیم آینجا
ات : حتی حرفشم نزن هوانگ
هیون : اااا هوانگگگگ نهه هیوننن
ات : باشه هیون حتی حرفشم نزن
هیون : اصلا بیا رای بگیریم
ات : اینجا عمارت منه و من میگم کی توش بخوابه ( محکم. )
هیون : اگر رای گیری نکنی یعنی اصلا بچه های گروهتو دوست نداری
ات : ااااااا اه باشه
هیون : خب ؟
همه ی اعضا ی گروه هیونجین موافقن
و همینطور همه ی اعضای گروه ات
ات : نهههه اااا شما چطورییی میتونید دددد اینارو تحمل کنیددد
هیون : خب دیگه چیزیه هست ، بریم بخوابیم پرنسس وحشی
ات : اههه باشه فقط چندددقیقه بیرون وایسا
هیون : امم باش
—— چند دقیقه بعد ——
ات : میتونی بیای
هیون میاد تو و میبینه وسط تخت مین چینده شده ( دوستان اگر نمیدونید مین چیه تو کامنت بپرسین بگم اینجا طولانی میشه )
دیدگاه ها (۱۲)

پارت 36 رمان عشق مدرسه ای که رسید به جای ترسناکش ات نشسته بو...

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

پارت 46 رمان عشق مدرسه ای ات: اله هیونجین: باشه پس من برم گر...

پارت 28 رمان عشق مدرسه ایو هیونجین یش ات . ات تو دلش گفت: ات...

پارت 10 رمان 💋عشق مدرسه ای💋ات: اه بی ادب بیا بدو هیونجین: ک...

پارت 49 رمان عشق مدرسه ای هیونجین: باشه بگو ات: بزار زنگ بزن...

پارت 38رمان عشق مدرسه ای ویو صبح اردو: لیسا: ( خمیازه) صبح ب...

پارت 35𐙚🦋 ویو ته 🦋𐙚این حس عجیب…فقط یک علاقه ساده نبود.هرچی ب...

پارت 32 رمان عشق مدرسه ایو رفتند تو اتاق فرار و به حرف اونای...

پارت 41رمان عشق مدرسه ای که یهو از سبزه هایی که روی چمن قرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط