{ love } part 12

ا.تت pov
نشسته بودم بغل تهیونگ و با خنده قهوه می‌خوردیم و واقعا از خنده و خوشحالی وصف نشدنی لذت می‌بردم
البته بعدش هم کمی سرزنش
هممون سکوت کرده بودیم ، جنا بزر، ترین دختر جمع بود و وقتی که می‌خواست سرزنش کنه کی میخواست چی بگه آخه

جنا 《جین اینو نگفتم بهت عزیزم ، این همه مادری کن ، زحمت بزرگ گردن اینارو بکش بعد دختره برگرده بگه این ۵ خینیواده‌ی مینه🦖 اون مرتیکه هیچکس تو نیست دخترم متوجهی؟ این دو تا که هیچی ، جلیسا و تانیا رو ببندیم بهتره واقعا ، اومدیم پایین ا.ت رو آروم کنیم ایم میگه بزنیم اون یکی هم روی هوا میزنه میگه باشه !
داغ دلم تازه شد !! این ختره‌ی شلغم منو میبینی؟ من نمیدونستم فردا وقت دکتر داره...ینی من ، نباید بدونمممممممممم》

جین《جوونی کردن عزیزم تو آروم باش . جلیسا چرا میخوای بری دکتر 》

جلیسا که بغل یونگی هیون، لم داده بود و انگار حرفای جنا رو میشنید و بیشتر شرمنده میشد به سوال جین جواب داد

جلیسا 《اوپا چند وقت پیش من خیلی یونگی رو تحت فشار گذاشتم که بچه دار شیم و اونم قبول کرد میخوام ببینم بدنم چیزی کم کسر داره یا 》
دیدگاه ها (۰)

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۳۱سانیاردکتر اومد. دکتر رادمهر بود...

پارت اخر

Forbidden love①⑥ا/ت: نه... نه! محاله... امکان نداره بچه‌ای و...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 29همه‌جا تاری...

پارت ۳ ویو ا.ت حس میکردم کمی آروم تر شدم نمیدونم اگه جین کنا...

P21دامیان،دامیان اروم سرشو اورد نزدیک انیا که بگه که یه دفعه...

فاصله یک لبخند تا جنون

ریاکشن پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط