{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سربازه می خواست روشن اش

سربازه می خواست روشن اش
کنه واسم بیاره
هندل زد پاچش گیر کرد و پاش
زخم شد چون باطری نداشتم
ایناهم با هندل بد روشن میشه
دلم واسش سوخت بهش گفتم
شرمنده گفت مهم نیست
سوار شو برو
خیلی زخمی شد انشالله که هرچه
زودتر خوب بشه ممنون شونم🐣
دیدگاه ها (۰)

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 51 " " ویو پارک جیمین ...

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

بابای مفقودالاثر بابای زخمیتا یاد دارم برگی از تاریخ بودییک ...

پارت③حد و مرزا.ت: کیفمو صاف کردم و با ترس و استرس بلند شدم ک...

تک‌ پارتی هندسام‌ ( جین)

p22

𝐒𝐥𝐚𝐯𝐞 /برده/𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟕𝟐با جمله آخری که گفت دلم لرزید و به بقیه ح...

پارت ۱۶۹ رمان کت رنگی #جونگکوک من: تهیونگ! جویی رو ببر بیرون...

پارت ۲۰(هوپی نقششو میگع)نامی. وای عالیه هوپی ممنونهوپی. خواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط