"هیچکس"

"هیچکس"
سرش آنقدر شلوغ نیست
که "زمان"
از دستش در برود و "شما"
را از "یاد"
ببرد
همه چیز برمی گردد به "اولویت های آدم"
اگر "کسی"
به "هردلیلی"
در هر "مکانی"
باهر"احساسی"
"تو"
رایادش رفت،،،
فقط یک دلیل دارد؛

"جزو اولویت هایش نیستی…" #aloche.1394 #محدثه #ویسگون
. #ناخوشی:)
دیدگاه ها (۱۳)

هیچڪسسرش آنقدر شلوغ نیستڪه زماناز دستش در برود و شمارا از یا...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

{محکوم به لمس } part ۳۰ 杂交种 این قاب در چشم‌های جیمین‌ به حد...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_48فصل بیستم | ک...

اتاقی که وجود نداشت (part4)با گذشت زمان، حضور هیونجین به بخش...

هم‌سلولی خطرناک (part3)دختر یاد گرفته بود وقتی نگهبان با بی‌...

حقیقت پنهان پارت ۹( با اینکه حمایت ها خیلی کم بود ولی گذاشتم...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط