یه دختر خوشکلو تو خیابون دیدم داشت دعوا میکرد

یه دختر خوشکلو تو خیابون دیدم داشت دعوا میکرد
رفتم کمکش بعد کلی زد و خورد.
گفتم زن رویاهام همینه
.
.
.
عزیزم اسمت چیه
.
بر گشت گفت ارسلان.
.
به جونه خودم پسر بود.
بابا یه علامتی چیزی نصب کنین ما الکی دل نبندیم.
.

دیدگاه ها (۱۳)

پنهان عشق

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

bts8

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

رمان عشق ممنوع

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁷ویو یوناداشتیم میرفتیم سمت کوه ...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط