دکتر این بار برایم نَمِ باران بنویس

دکتر این بار برایم نَمِ باران بنویس
دو سه شب پرسه زدن توی خیابان بنویس...

آه دکتر! سرِ من درد بزرگی شده است
بره ی لعنتی ام عاشق گرگی شده است

سرد شد از تن من... دل به خیابان زد و رفت
گرگِ من بره نچنگیدهِ به باران زد و رفت

آه دکتر! لبِ او «صبر و ثباتم» می داد
دوش «وقت سحر از غصه نجاتم» می داد!!

آه دکتر! نفست گم شده باشد سخت است
نفست همدم مردم شده باشد ، سخت است

دکتر این بار برایم نَمِ باران بنویس
دو سه شب پرسه زدن توی خیابان بنویس
دیدگاه ها (۱)

روحش به پاییز تعلق داشت؛به خش خش برگ ها و هواى مه آلود، به ن...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

dark life = 34سه روز از شب اعتراف گذشته بود. سه روزی که تهیو...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

برده عمارت جئون

آن شب، عمارت جیمین برخلاف همیشه آرام بود.جلسه‌های روز تموم ش...

بهار بدون تو

### پارت اول: انعکاس توی شیشه بارونیساعت از دو نصفه‌شب گذشته...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط