سناریو
#سناریو
#درخواستی
#جونگین
ویو ا.ت
توی اتاقم بودم و صدای خنده ی مهمونا کل باغ رو گرفته بود برای همین از پشت پنجره یه چک کردم و آروم در رو بار کردم و رفتم توی بالکن
-جشن قشنگیه
-هوم من که میدونم تا صبح خواب نمیرم با این صداها
-فهمیدم
رفتم توی حال خونه و یواشکی گوشی مادرم رو برداشتم
-هه الان جای اون پیام میدم میگم مریض شدم نمیام ( دوستان عزیز من این کار رو خیلیییی زیاد کردم در هفته دوبار نمیرفتم 😐 )
جونگین میاد داخل حال خونه
تو چرا اینجایی
-( ترسیده )
به کسی چیزی نمیگم الانم برو یول الان میاد داخل خونه
-اوهوم ( فرار )
سریع با تمام سرعتم رفتم توی اتاق و در رو قفل کردم
-اون چش بود چرا کمکم کردن
-اعههههه یه روانیه
ویو جونگین
توی باغ منو یول سردمون شد و گفتیم بیایم توی خونشون حرف بزنیم اما من سریع تر رفتم تو و با ا.ت روبهرو شدم ، کم مونده بود از ترس خودشو خیس کنه حقم داره هرکی باشه میترسه
( پی یول : ÷ )
÷آخخخخخ چقدر بیرون سردهههه
آره خیلی سرد بود
÷فیلمو چیکار کنم ؟
کدوم
÷همون سه ساعتی از ا.ت
بنداز دور نیازی بهش نیست
÷چرا اون کارو باهاش کردی ؟
کدومشون ؟
÷این که دخترونگیشو ازش بگیری
وقتش بود بزرگ بشه
÷خب شلاغو برا چی میخواستی ؟
معلومه اگه به حرفم گوش نمیداد میزدمش
( پدر ا.ت میاد داخل خونه )
پ.ت : بچه ها چی شده اومدین داخل ؟
÷بیرون خیلی سرد بود برای همین
پ.ت : جونگین جان حالت چجوره ؟ درسا خوبه ؟ شنیدم شاگرد دوم مدرسه شدی تبریک میگم
ممنونم پدر جان
÷ببینم ا.ت خونه نیست ؟
پ.ت : نه خونه ی دوستشه امشب
اما اون که اینجاست ( با خودش )
پ.ت : جونگین به چیزی فکر میکنی ؟
نه فقط همین جوری
پ.ت : باشه یکم دیگه که هوا گرم تر شد بیاین بیرون یدون شما اونجا ساکته
یول و جونگین : چشم
÷واااای جیگرم فکردم صدامونو شنید
خنگ بیاید راجب به دخترشون تو خونه ی خودشون حرف میزدی
÷باشه بابا
÷بیا بریم بیرونالانه که پدرامون بیان سرمون غر بزنن
به من دستور نده
÷چشم ارباب 🤣
ارباب و کوفت بریم 😅
شرایت پارت بعدی ۲۲ لایک و ۱۲ کامنت
iris
#درخواستی
#جونگین
ویو ا.ت
توی اتاقم بودم و صدای خنده ی مهمونا کل باغ رو گرفته بود برای همین از پشت پنجره یه چک کردم و آروم در رو بار کردم و رفتم توی بالکن
-جشن قشنگیه
-هوم من که میدونم تا صبح خواب نمیرم با این صداها
-فهمیدم
رفتم توی حال خونه و یواشکی گوشی مادرم رو برداشتم
-هه الان جای اون پیام میدم میگم مریض شدم نمیام ( دوستان عزیز من این کار رو خیلیییی زیاد کردم در هفته دوبار نمیرفتم 😐 )
جونگین میاد داخل حال خونه
تو چرا اینجایی
-( ترسیده )
به کسی چیزی نمیگم الانم برو یول الان میاد داخل خونه
-اوهوم ( فرار )
سریع با تمام سرعتم رفتم توی اتاق و در رو قفل کردم
-اون چش بود چرا کمکم کردن
-اعههههه یه روانیه
ویو جونگین
توی باغ منو یول سردمون شد و گفتیم بیایم توی خونشون حرف بزنیم اما من سریع تر رفتم تو و با ا.ت روبهرو شدم ، کم مونده بود از ترس خودشو خیس کنه حقم داره هرکی باشه میترسه
( پی یول : ÷ )
÷آخخخخخ چقدر بیرون سردهههه
آره خیلی سرد بود
÷فیلمو چیکار کنم ؟
کدوم
÷همون سه ساعتی از ا.ت
بنداز دور نیازی بهش نیست
÷چرا اون کارو باهاش کردی ؟
کدومشون ؟
÷این که دخترونگیشو ازش بگیری
وقتش بود بزرگ بشه
÷خب شلاغو برا چی میخواستی ؟
معلومه اگه به حرفم گوش نمیداد میزدمش
( پدر ا.ت میاد داخل خونه )
پ.ت : بچه ها چی شده اومدین داخل ؟
÷بیرون خیلی سرد بود برای همین
پ.ت : جونگین جان حالت چجوره ؟ درسا خوبه ؟ شنیدم شاگرد دوم مدرسه شدی تبریک میگم
ممنونم پدر جان
÷ببینم ا.ت خونه نیست ؟
پ.ت : نه خونه ی دوستشه امشب
اما اون که اینجاست ( با خودش )
پ.ت : جونگین به چیزی فکر میکنی ؟
نه فقط همین جوری
پ.ت : باشه یکم دیگه که هوا گرم تر شد بیاین بیرون یدون شما اونجا ساکته
یول و جونگین : چشم
÷واااای جیگرم فکردم صدامونو شنید
خنگ بیاید راجب به دخترشون تو خونه ی خودشون حرف میزدی
÷باشه بابا
÷بیا بریم بیرونالانه که پدرامون بیان سرمون غر بزنن
به من دستور نده
÷چشم ارباب 🤣
ارباب و کوفت بریم 😅
شرایت پارت بعدی ۲۲ لایک و ۱۲ کامنت
iris
- ۲۰.۳k
- ۰۵ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط