می گفت عشق مثل یک بیماری میمونه که توو هر آدمی یک جور برو

می گفت عشق مثل یک بیماری میمونه که توو هر آدمی یک جور بروز میکنه. یکی بدبین میشه، یکی مهربون میشه، یکی غمگین میشه، یه سری هم از ترس واگیردار بودن رها می کنن میرن!
من تنها حسی که دارم دلتنگیه، ولی یه سوال مثل خوره افتاده توو سرم، اگه دیگه دلتنگ کسی نشم چی؟
دیدگاه ها (۱)

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

نمیدونم از کجا باید شروع بکنم میدونم نمیخونید ولی من جدی نیا...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

### 🖤 **Part 2: زیرزمینِ عذاب**وقتی دوباره چشمام رو باز کردم...

Forbidden love①②ا/ت: جئون جونگ‌کوک؟ تو اینجا چیکار می‌کنیکوک...

شاهکاری به نام دروغ

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پنجم 5

Destiny part 15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط