{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم عشق یک مافیا

اسم عشق یک مافیا
۴۰
ویو: که یهو یکی محکم دهنم گرفت و سیاهی مطلق
ویو رونا: با سر درد عجیبی بیدار شدم یهو یادم اون اتفاق افتاد نمی تونستم سرم تکون بدم با صدای بی جونی داد زدم
رونا: کمک....یکی اینجا نیست
جونگ کوک: چرا هست......من هستم ( خنده ترسناک)
رونا: چرا من دزدیدی ( یکم داد )
جونگ کوک: می خواستی با اون پسره عوضی اوکی بشی ( داد...عربده)
رونا: .............( گریه)
جونگ کوک: چرا گریه می کنی..... ( داد )
رونا: اونم کشتی ( گریه داد)
جونگ کوک: حقش مرگ بود.........ولی ارزش نداشت
رونا: چرا این کارا می کنی ( گریه)
جونگ کوک: اهههه خفه وقتی تا الان نفهمیدی بعدش نمی فهمی
جونگ کوک با عصبانیت از اتاق خارج شد رونا فقط اشک می ریخت و نگاه به در اتاق می کرد حدود دو ساعت گذشت که جئون اومد
جونگ کوک: چرا گریه می کنی......( رفت رونا بغل کرد و گذاشت روی تخت)
رونا : بزار برم
جونگ کوک: فکر کردی زندانیت می کنم.......می ری ولی فردا
رونا: اما داداشم متوجه میشه نیستم
جونگ کوک: گوشیت نگاه کن
رونا نگاهی به گوشیش کرد و پیامی که از گوشیش فرستاده بود دید یکم تعجب کرد
جونگ کوک : باید به حرفام با دقت گوش کنی وگرنه اون عوضی آدم می کنم
رونا: .............................
دیدگاه ها (۱۲)

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

𝖕𝖆𝖗𝖙24یک روز، لیسا در راهرو بود.مردی جوان از اتاق جلسه بیرون...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁷ویو: اتصدای شلیک هنوز توی گوشم ب...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

35part بکهیون با نگرانی وارد اتاق شد پرید سمت لارا: «حالت...

پارت۲جونگ‌کوک هر روز با خونسردی ازم درباره‌ی جیمین سؤال می‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط