ادامه
ادامه
بچه ها به راه افتادن
ویو گروه انیا(بکی نرفت موند پیشه لوسی جولیا و دلارام)
انیا:ببینید باید قارچ های زرد رو بر دارید نه قرمز ها
مکث:چرا؟
دامیان:چون سمی هستن
انیا:اااااااا
دامیان با سرعت میره سمت انیا
دامیان:انیا،انیا چی شده؟
انیا:نگاه کن این گل لیلیوم هست،چقدر قشنگه😍
مکث:خوب بچینیم
دامیان رفت و ۵ تا لیلیوم چیند و داد به انیا
ویو گروه اندر
کلویی:از الان گفته باشم،این الف های هرز هستن و اینا اونایی که ما نیاز داریم هستن یعنی اگه اشتباه بردارید من میدونم و شما(اشاره کرد به زمین)
اندر:فکر کنم امروز هم بارون بیاد؟
لوکاس:چی؟
اندر رفت روی زمین نشست و داشت تو ذهنش با خودش حرف میزد
ذهن اندر:انیا انیا انیا صدامو میشنوی الو الو
انیا صدا اندر رو تو ذهنش شنید
انیا:اره میشنوم،چی شده؟
اندر:چیر کار کنم
انیا:چی
اندر:برای نزدیک شدن به کلویی
انیا:اها خوب بزار ببینم،.............فهمیدی؟
اندر:اره
)بچه ها من چیزی به ذهنم نرسید بخاطر همین جا خالی گذاشتم تا ببینم چی میشه)
**
بچه ها به راه افتادن
ویو گروه انیا(بکی نرفت موند پیشه لوسی جولیا و دلارام)
انیا:ببینید باید قارچ های زرد رو بر دارید نه قرمز ها
مکث:چرا؟
دامیان:چون سمی هستن
انیا:اااااااا
دامیان با سرعت میره سمت انیا
دامیان:انیا،انیا چی شده؟
انیا:نگاه کن این گل لیلیوم هست،چقدر قشنگه😍
مکث:خوب بچینیم
دامیان رفت و ۵ تا لیلیوم چیند و داد به انیا
ویو گروه اندر
کلویی:از الان گفته باشم،این الف های هرز هستن و اینا اونایی که ما نیاز داریم هستن یعنی اگه اشتباه بردارید من میدونم و شما(اشاره کرد به زمین)
اندر:فکر کنم امروز هم بارون بیاد؟
لوکاس:چی؟
اندر رفت روی زمین نشست و داشت تو ذهنش با خودش حرف میزد
ذهن اندر:انیا انیا انیا صدامو میشنوی الو الو
انیا صدا اندر رو تو ذهنش شنید
انیا:اره میشنوم،چی شده؟
اندر:چیر کار کنم
انیا:چی
اندر:برای نزدیک شدن به کلویی
انیا:اها خوب بزار ببینم،.............فهمیدی؟
اندر:اره
)بچه ها من چیزی به ذهنم نرسید بخاطر همین جا خالی گذاشتم تا ببینم چی میشه)
**
- ۳۰۸
- ۰۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط