{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات نه سر دارند ونه ته...بی هوا می آیند تا خفه ات کنند

خاطرات نه سر دارند ونه ته...بی هوا می آیند تا خفه ات کنند...میرسند گاهی وسط یک فکر...گاهی وسط یک خیابان...سردت میکنند .داغت میکنند...رگ خوابت را بلدند...زمینت میزنند...خاطرات تمام نمیشوند...تمامت میکنند...!!!
دیدگاه ها (۲)

نگران اشک هایم نباش!ازلبخندم بترس که معنایش اشک های فردای تو...

خود را نرنجان...آنکه بودنت را قدر ندانست!
لایق حضور در فکرت ...

گاﻫﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯾﻢﯾﺎﺩ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪﺑﺎﻧﺒﻮﺩﻧ...

آرزوهایم راگذاشتم درکوزه،با ابش قرصهای اعصابم را می خورم!!!

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

پشت نگاه سردت .... پارت 24 𐙚🦋 ویو تهیونگ 🦋وقتی به مدرسه رسید...

پشت نگاه سردت — پارت ۱۱ویو آتکه یهو ته منو پرت کرد توی استخ...

علاقه؛کلمه ای گاهی شگفت انگیز یا گاهی خورد کننده.ولی علاقه ب...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹³شش ماه از اولین باری که اِت پایش...

........//برده ی زیبا//.......

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت نهم: پژواکِ سکوتِ سردسالنِ ق...

PT/۲ ات چشاشو ریز کرد مشکوک و ...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

تک پارتیاز:تهیونگوقتی باهم قهر بودیدات و تهیونگ باهم قهرن چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط